اگر در دلت اوضاع مرا میپرسی
اگر در دلت اوضاع مرا میپرسی
باید بگویم؛ یک پیراهن خال خالی آبی به تن دارم، که دوست داشتم مرا در آن میدیدی ..
یک فنجان چای گذاشته ام روی میز و به این فکر میکنم که شکلاتِ کنارش از همانی ست که آن روز دلت ضعف میرفت و دست کردم توی جیبم، دادم دست ات و گفتم همین را دارم.
اگر گاه گاهی حواست پرت میشود این طرف ها که چه میخورم ، چه میکنم ، کجا میروم و چگونه است که دلم تنگ نمیشود .. باید بگویم که نه غذایی از گلویم پایین میرود نه دست و دلم به کاری میرود، نه هیچ برف و بارانی میچسبد .. و نه دلم سوادش به تنگ نبودن قد میدهد.
با همه ی این ها؛ اگر حالِ من را بپرسی ، میشنوی که خوب ترم، که همه چی خوب پیش میرود.. تا مطمئن شوی دلتنگ نمیشوم و آب از آب تکان نمیخورد ... اما .. خب ... اگر میگویم خوب ترم .. فقط میخواهم با اینکه رفته ای، فکر ات نماند، تا بتوانی ؛ با خیالِ راحت نباشی ... همین !
باید بگویم؛ یک پیراهن خال خالی آبی به تن دارم، که دوست داشتم مرا در آن میدیدی ..
یک فنجان چای گذاشته ام روی میز و به این فکر میکنم که شکلاتِ کنارش از همانی ست که آن روز دلت ضعف میرفت و دست کردم توی جیبم، دادم دست ات و گفتم همین را دارم.
اگر گاه گاهی حواست پرت میشود این طرف ها که چه میخورم ، چه میکنم ، کجا میروم و چگونه است که دلم تنگ نمیشود .. باید بگویم که نه غذایی از گلویم پایین میرود نه دست و دلم به کاری میرود، نه هیچ برف و بارانی میچسبد .. و نه دلم سوادش به تنگ نبودن قد میدهد.
با همه ی این ها؛ اگر حالِ من را بپرسی ، میشنوی که خوب ترم، که همه چی خوب پیش میرود.. تا مطمئن شوی دلتنگ نمیشوم و آب از آب تکان نمیخورد ... اما .. خب ... اگر میگویم خوب ترم .. فقط میخواهم با اینکه رفته ای، فکر ات نماند، تا بتوانی ؛ با خیالِ راحت نباشی ... همین !
- ۱.۱k
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط