گر

گر
بگویم
که
" تُو "
در خون منی
بهتان نیست
دیدگاه ها (۱)

بوی عطرخوش زندگےمیدهدامروز تا میتوانےشادباشمحبت کن عشق بورزو...

.مانندِ "مَجنون " عاشِقَت شَومُتَمامِ مَن برایِ تو باشدُعالَ...

همین که هستیهمین که در سرای دلم راه می رویهمین که گاهی پناه ...

دارم فڪر مے ڪنم چقدر خوب مے شد ... نزدیڪ صورتم نفس مے ڪشیدے ...

من نه چنانم که تویی تو نه چنانی که منم------------**##**----...

_lهر گاه تورا دیدم گفتم « گر زِ چشمانت بگویم شهر بی پایان شو...

گر زِ چشمانت بگويم شِعر بی‌پايان شود ؛گر زِ موهايت بگويم راز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط