#معلم_مافیا_من
#معلم_مافیا_من
#پارت 11
حرفی که دکتر زد جونگکوک بند دلش خالی شد رفیقش حالش خوب بود از خوشحالی اشک چشمانش سرازیر شد
که دل تهیونگ به حال پسر/کش سوخت
ویو تهیونگ
با دیدن اینکه جونگکوک گریه میکرد تح//ملم تموم شد به سمتش رفتم و با تمام وج/ودم بغل///ش کردم و ولک های خی///سش از اشک رو بوس///یدم
& هشش تموم شد حالش خوبه (زمزمه و موهای کوک رو نوازش میکرد)
٪ هق....هق. (گریه)
ویو یونگی
با شنیدن اینکه حال جیمین خوبه نفس راحتی کشیدم الان من نگرانش بودم؟ف//اک نکنه عاشق//ش شدم؟ نه اینطوری توی همین فکرا بودم که موبایلم زنگ خورد
- بله؟ (لحن سرد)
÷ یونگی جن//س هارو دزدید خودتو برسون (عجله)
-چی؟ یعنی عر//ضه نگه داری یه چیز رو ندارین! (عصبی)
÷خودتو برسون. (جدی)
-من نمیتونم بیام توی بیمارستانم (لحن حرفه ای)
÷ چی شده خودت تصادف کردی (نگران)
- نه به یکی زدم به جیمین (کلافه)
÷چی همون پسره کیوته؟ اخه دلت اومد بزنی بهش. (ناراحت)
- خف//ع شو (عصبی)
÷ باشع فعلا (ناراحت)
ویو یونگی
گوشی قطع کردم جیمین رو به بخش اورده بودن به سمت اتاقش رفتم در رو زدم و وارد شدم چشمم به اتاقش افتاد مثل بچه کوچیکا خوابیده بود دور سرش و دست باند پیچی شده بود. ( آخی قربون بچم💋)
- اه ببین الان کجایی (لحن سرد)
چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
#پارت 11
حرفی که دکتر زد جونگکوک بند دلش خالی شد رفیقش حالش خوب بود از خوشحالی اشک چشمانش سرازیر شد
که دل تهیونگ به حال پسر/کش سوخت
ویو تهیونگ
با دیدن اینکه جونگکوک گریه میکرد تح//ملم تموم شد به سمتش رفتم و با تمام وج/ودم بغل///ش کردم و ولک های خی///سش از اشک رو بوس///یدم
& هشش تموم شد حالش خوبه (زمزمه و موهای کوک رو نوازش میکرد)
٪ هق....هق. (گریه)
ویو یونگی
با شنیدن اینکه حال جیمین خوبه نفس راحتی کشیدم الان من نگرانش بودم؟ف//اک نکنه عاشق//ش شدم؟ نه اینطوری توی همین فکرا بودم که موبایلم زنگ خورد
- بله؟ (لحن سرد)
÷ یونگی جن//س هارو دزدید خودتو برسون (عجله)
-چی؟ یعنی عر//ضه نگه داری یه چیز رو ندارین! (عصبی)
÷خودتو برسون. (جدی)
-من نمیتونم بیام توی بیمارستانم (لحن حرفه ای)
÷ چی شده خودت تصادف کردی (نگران)
- نه به یکی زدم به جیمین (کلافه)
÷چی همون پسره کیوته؟ اخه دلت اومد بزنی بهش. (ناراحت)
- خف//ع شو (عصبی)
÷ باشع فعلا (ناراحت)
ویو یونگی
گوشی قطع کردم جیمین رو به بخش اورده بودن به سمت اتاقش رفتم در رو زدم و وارد شدم چشمم به اتاقش افتاد مثل بچه کوچیکا خوابیده بود دور سرش و دست باند پیچی شده بود. ( آخی قربون بچم💋)
- اه ببین الان کجایی (لحن سرد)
چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
- ۳۸۸
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط