«I love you baby»

«I love you baby»
part-2

ویو لنا *
داشتم به همه سلام میکردم تو سالن جشن قدم میزدم که پدرم رو دیدم که داشت با رئیس شرکتی که شریک مون شده بود حرف میزد منم برای سلام کردن پیش اونا رفتم و سلام کردم ......
لنا : سلام
پدر لنا (اقای پارک): دخترم هستن
لنا : من ‌پارک لنا هستم از اشناییتون خوشبختم .
پدر جونگکوک ( اقای جئون ):سلام منم اقای جئون هستم ومنم همینطور از اشنایی شما خوشبختم .
لنا : مچکرم
اقای جئون : خواهش میکنم دخترم
و بعد خندیدن😂

ویو جونگکوک *
دیدم که پدرم داره با شریک جدیدمون صحبت میکنه و میخندن با تهیونگ برای معرفی خودمون پیش اونا رفتیم و سلام کردیم......
جونگکوک‌: سلام ، من جئون جونگکوک پسر اقای جئون هستم ، خوشبختم .
تهیونگ : سلام ، من کیم تهیونگ مدیر عامل یکی از بخش های مهمه شرکت هستم .
اقای پارک : سلام منم اقای پارک هستم و از اشنایی با شما خوشبختم .
تهیونگ : اقای پارک پرنسس رو معرفی نمی کنید ؟
اقای پارک : اه ، بله دخترم هستن
لنا :سلام خوشبختم من پارک لنا هستم
جونگکوک: منم همینطور
تهیونگ : منم همینطور
و بعد خندیدن 😂

ویو لنا *
دیدم پسر اقای جئون و دوستشون دارن به سمت ما میان اول خجالت میکشیدم اما بعد خودم رو معرفی کردم و بعد همگی خندیدیم .

ویو نویسنده ٬
لنا نمیتونه با پسر ها صحبت کنه و خجالت میکشه ولی با جونگکوک و تهیونگ حرف زد .....

«پرش زمانی به پایان جشن »

ویو لنا *
خیلی خوش گذشت وخیلی خسته بودم ، حوصله هیچ کاری رو نداشتم وقتی به خونه رسیدم کار های مربوطه رو انجام دادم و روی تخت دراز کشیدم که کم کم چشمام سنگین شد و خوابم برد.

ویو جونگکوک *
جشن خیلی خوبی بود و همه چیز خوب بود .تهیونگ من رو به خونه رسوند و خودش به خونه خودش رفت کار های مربوطه رو انجام دادم و خوابیدم چون فردا خیلی کار داشتم.........

امیدوارم که خوشتون اومده باشه 🎀
قشنگا گزارش نکنید 🎀
منم دارم زحمت میکشم 🎀
دیدگاه ها (۳)

«I love you baby » part-3ویو لنا *صبح با صدای اجوما از خواب ...

قشنگا پارت ۳ رو هم گذاشتم فردا ۴ پارت میزارم ۱ پارت بخاطر دو...

«i love you baby »part-1ویو لنا *صبح با صدای الارم گوشیم بید...

سلام قشنگا👋من فیک مینویسم 💜هر روز ۳ پارت میزارم 🌻خوشحال میشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط