بگزار که بر حال دلم زار بگریم
بــگــزار که بر حــال دلــم زار بگریم
یـک آه زنـــم از دل وصــدربـار بگریم
دیـوانه شـدم بس که نـدارم خبــر از تــو
بــگــزار در انـــدوه تــو بســـیار بگریم
با چشــم ترو سیــنهی پـر درد وپر اندوه
بگــزار که چــون شـمع شــب تار بگــریم
بگـزار به عشـــق تو وآن خاطــره هایـت
" در عزلـت خود تکـیه به دیــوار بگریم"
من دلخوش یک لحظهی دیدارتو هستم
در حســــرت آن لحـظهی دیــدار بگـریم
یـک آه زنـــم از دل وصــدربـار بگریم
دیـوانه شـدم بس که نـدارم خبــر از تــو
بــگــزار در انـــدوه تــو بســـیار بگریم
با چشــم ترو سیــنهی پـر درد وپر اندوه
بگــزار که چــون شـمع شــب تار بگــریم
بگـزار به عشـــق تو وآن خاطــره هایـت
" در عزلـت خود تکـیه به دیــوار بگریم"
من دلخوش یک لحظهی دیدارتو هستم
در حســــرت آن لحـظهی دیــدار بگـریم
- ۲۶۹
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط