اگر تو دعوا شما رو بزنند

اگر تو دعوا شما رو بزنند

کوک : تو و کوک ۲ سال بود که باهام ازدواج کرده بودید همه چی عالی بود تو خیلی کوک رو دوست داشتی کوک هم خیلی تورو دوست داشت ولی روزی که سالگرد تون شد کوک بهتون قول داده بود که شب زود بیاد خونه که باهم خوش بگذرونید فیلم ببینید برید بیرون مثلا شهربازی یا رستورانی کوک معمولا ساعت ۱۱ از شرکت بر می گشت خونه میومد خونه ولی خب امشب فرق داشت
ویو ات :
ساعت ۱۲ چرا کوک نیومده تا الان ۱۲ بار بهش زنگ زدم هر ۱۲ بار‌هم قطع کرده دیگه نا امید شدم و رفتم برا خودم شام درست کردم و خوردم بعد نشستم پا تلویزیون و شروع کردم فیلم دیدن که ...
دیدگاه ها (۰)

ویو نویسنده : که کوک با چهره خسته اومد داخل ات محلش نذاشت نه...

دوست صمیمیم هانادر زدم درو باز کرد که دیدم با پیژامست و دنپا...

#خواهر_عاشق_من پارت۲ساعت۱٠شب بود دازای رفته بود خونه توی مق...

p27که همون لحظه ات دراتاق رو باز کردات:چیشده؟ من میترسم! کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط