راهی برای رفتن

راهی برای رفتن
نفسی برای بریدن
کوله بارم بر دوش
مسافر میشوم گاهی...
عشقی برای خواندن
بغضی برای شکفتن
خاطراتم در دست
بازیچه میشوم گاهی...
نگاهی در راه
اعتمادی پرپر
پاهایم خسته
هوایی میشوم گاهی...
فکرهای کوتاه
صبری طولانی
صدایی در باد
زمستان میشوم گاهی...
روزهای رفته
ماه های مانده
تقویم ام بی تاب
دلم تنگ میشود گاهی...
جای پایی سرد
رد پایی گنگ
در این سایه ی تنهایی
چه بی رنگ میشوم گاهی...
دیدگاه ها (۱)

راهی برای رفتن نفسی برای بریدن ...

چند خطی آسمان ریسمان میبافم وکوله بارم را به دوش میکشم و راه...

آینه‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال‌...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

آینه را که نگاه می‌کنم، غریبه‌ای را می‌بینم که سال‌هاست تنها...

رسول کاوه شاعر کرندغربی

خیلی عالیه طولانی هست اما عالیهاگه دلتون شکست و اشکتون جاری ...

امام على عليه السلام:هنگامی که باران حسادت ببارد، فساد می رو...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿در این سرای بی‌کسی کسی به در نمی‌زندب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط