بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت بیست یک🍷🗡
عصبی شد
+من زندانی هیچکس نیستم قرار میکنم از دستت
سیگارم و در اوردم
یه نخ کشیدم بیرون
با فندک روشنش کردم
_بهت فرصت میدم عاشق من بشی!
تو چشمام با جسارت زل زد
+اگه نشم؟
پوک عمیقی به سیگار زدم
دودشو تو صورتش فوت کردم
گفتم
+مجبورت میکنم کاری که میخوامانجام بدی !
خودشو متعجب نشون داد
گفت
_چیکار؟
چشمکی زدم
+بچه تو شکمت میکارم
چشماش درشت شد
گفته بودم چشمای درشتش چقدر قشنگه؟
_برو بابا مرتیکه روانی
لبم نامحسوس رفت بالا
چقدر حرص میخورد قشنگ تر میشد
دستمو رو لبم کشیدم تا متوجه لبخندم نشه
پارت بیست یک🍷🗡
عصبی شد
+من زندانی هیچکس نیستم قرار میکنم از دستت
سیگارم و در اوردم
یه نخ کشیدم بیرون
با فندک روشنش کردم
_بهت فرصت میدم عاشق من بشی!
تو چشمام با جسارت زل زد
+اگه نشم؟
پوک عمیقی به سیگار زدم
دودشو تو صورتش فوت کردم
گفتم
+مجبورت میکنم کاری که میخوامانجام بدی !
خودشو متعجب نشون داد
گفت
_چیکار؟
چشمکی زدم
+بچه تو شکمت میکارم
چشماش درشت شد
گفته بودم چشمای درشتش چقدر قشنگه؟
_برو بابا مرتیکه روانی
لبم نامحسوس رفت بالا
چقدر حرص میخورد قشنگ تر میشد
دستمو رو لبم کشیدم تا متوجه لبخندم نشه
- ۲.۷k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط