چند پارتی P
چند پارتی P18
کتت رو درآورد و بعد...
⚠️هشدار اسمات⚠️
(تیشرت که از تن تو دراومد، هیونجین چند ثانیه فقط نگات میکنه. چشماش از روی سینههات به پایین میاد. روی شکمت. روی رونات. بعد دوباره برمیگرده بالا. انگار میخواد همه جات رو به خاطر بسپره.)
دستش رو میذاره روی سینه چپت. کف دستش کاملاً رو پوستته. گرم. سنگین. انگشت شستش رو میذاره روی نوک سینهت و آروم میچرخونه. نوک سینهت سفت میشه زیر انگشتش. تو بیاختیار نفس میکشی.)
با دست دیگه، بند شلوارش رو باز میکنه. شلوار رو پایین میده. شورتش هم همینطور دیکش برآمده و براق. سرش قرمز و متورم. چند قطره پیشآب روی سرش نشسته.)
میاد جلو. بغلت میکنه. پوست به پوست. گرم به گرم. دیکش رو فشار میده به شکمت. سفت و گرم. تو دستات رو میذاری روی کمرش. پوستش زیر انگشتات داغه.)
بوسههاش از لبات شروع میشه. عمیق. طولانی. بعد میره روی گردنت. پشت گوشت. شونههات. هر جا که میرسه. دستاش روی کمرته. آروم نوازش میکنه.)
بعد آروم هل میده. میخوابی روی تخت. میاد روی تو. زانو میزنه بین پاهات. دستش رو میذاره روی رونت. از زانو تا بالای ران. پوستت زیر انگشتات میلرزه.)
خم میشه. زبانش رو میکشه روی شکمت. روی نافت. روی خط پایین شکم. هر جا که میرسه. گرم و مرطوب. تو بیاختیار باسنت رو بلند میکنی.)
دستش رو میذاره روی کلیتوریست(اگه نمیدونید کلیتوریس چیه خیلی پاکید) آروم فشار میده. انگشتش رو میچرخونه. دایرههای کوچیک. آروم اول. بعد تندتر. تو ناله میکنی. اسمش رو صدا میزنی.)
با دست دیگه، انگشتاش رو میبره پایینتر. روی مقعدت. آروم فشار میده. اول یه انگشت. بعد دو تا. وارد میکنه. آروم. عمیق. همزمان با حرکت انگشتش روی کلیتوریست.)
دیگه نمیتونی. نالههات بلنده. دستات ملحفه رو چنگ زده. پاهات بازتر شده. بدن میلرزه. اون ادامه میده. بیامان. تا وقتی که میرسی. با یه فریاد بلند. با لرزش تمام بدن.)
بعد انگشتاش رو برمیداره. میاد روی تو. دیکش رو میذاره روی لبهات(منظور لبه های اونجائه)خیس و آماده. یه نگاه بهت میکنه. چشمات رو میبینی. میپرسه "آمادهای؟"
تو سرت رو تکون میدی. وارد میشه. آروم اول. تا ته. بعد تندتر. محکمتر. دستاش روی کمرته. باسنت رو میکشه پایین با هر ضربه. عمیقتر. بیامان.)
دیگه چیزی نمیبینی. فقط اونه. فقط این حس. فقط لذت. تا وقتی که دوباره میرسی. با هم. با یه فریاد. با یه لرزش. با همه وجود.)
بعد میافته کنارت. بغلت میکنه. دستش رو میذاره روی شکمت. بوسههای آروم روی شونهت. نفسهاش آروم و منظم.
(متاسفم بچه ها میدونم خیلی آدم کثیفیم)
صبح:
با بوسه های هیون روی صورتت بیدار شدی
هیونجین: صبح بخیر عشقم، میدونستی خیلی سفیدی؟(هردوتون لختید و الان خیمه زده روت و پتو تا سینه هات رفته پایین)
با خجالت و کلافگی یه بالش پرت کردی سمتش و پتو رو بیشتر کشیدی روی خودت
ا.ت: نگاه نکن!
هیونجین: مال خودمه دوست دارم نگاه کنم به تو چه؟ عزیزم بخوای بقیه ی زندگیمون انقدر خجالتی باشی اصلا نمیتونیم تو یه خونه زندگی کنیم!(پتو رو پایین میکشه)
هیونجین: پاشو حوصلهم سر رفت چقدر میخوابی؟ ساعت ۱۰ شده بلند شو میخوام بریم بیرون
غر میزنی: نمیخوام، بزار بخوابم
هیونجین: بلند نشی خودم بلندت میکنم میندازمت توی حموما!
با قیافه ی اخمو بلند شدی و رفتی توی حموم و بعد از چند دقیقه سر حال تر و خوش اخلاق اومدی بیرون و انگار تازه خوابت پریده بود
بعد از لباس پوشیدن رفتید بیرون و دور زدید، با هیونجین کلی بهت خوش میگذشت و واقعا عاشقش بودی، دوستش داشتی، دیگه آدم امن زندگیت شده بود.
♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪
سه ماه بعد:
بالاخره! بالاخره با هیونجین ازدواج کردی، الان دیگه رسما شوهرت بود، کلی ذوق داشتی بابت این موضوع، عروسیتون خیلی خوشگل و خوب بود و به بهترین شکل ممکن برگزار شد، حالا دیگه هیونجین مال خودت بود و دیگه هیچکس نمیتونست اونو ازت بدزده، فن ها هم همه ازتون حمایت کردن و واقعا بخاطر ازدواجتون خوشحال بودن، خونتون هم خیلی خوشگل بود، تو کارتو به عنوان یه سولو آرتیست ادامه دادی و بعد از اون هم کلی جایزه بردی، زندگیت عالی بود امااااااااااا
تنها چیزی که کم داشتی یه بچه از هیونجین بود😈(اوا اینو کی نوشته، من نبودم!📿🚶♀️)
که البته قرار بود به زودی اونو هم بسازید، یکم مونده تا هیون راضیت کنه🤏😌✨️
و اینطوری بقیه ی زندگیت رو هوانگ هیونجین میگذرونی...
The end
خب این درخواستی ی اول بود، تموم شد🫠
خیلی درخواستی ها زیاد شد، یکم طول میکشه پس صبر کنید😚
منتظر درخواستی بعدی باشید🪼
کتت رو درآورد و بعد...
⚠️هشدار اسمات⚠️
(تیشرت که از تن تو دراومد، هیونجین چند ثانیه فقط نگات میکنه. چشماش از روی سینههات به پایین میاد. روی شکمت. روی رونات. بعد دوباره برمیگرده بالا. انگار میخواد همه جات رو به خاطر بسپره.)
دستش رو میذاره روی سینه چپت. کف دستش کاملاً رو پوستته. گرم. سنگین. انگشت شستش رو میذاره روی نوک سینهت و آروم میچرخونه. نوک سینهت سفت میشه زیر انگشتش. تو بیاختیار نفس میکشی.)
با دست دیگه، بند شلوارش رو باز میکنه. شلوار رو پایین میده. شورتش هم همینطور دیکش برآمده و براق. سرش قرمز و متورم. چند قطره پیشآب روی سرش نشسته.)
میاد جلو. بغلت میکنه. پوست به پوست. گرم به گرم. دیکش رو فشار میده به شکمت. سفت و گرم. تو دستات رو میذاری روی کمرش. پوستش زیر انگشتات داغه.)
بوسههاش از لبات شروع میشه. عمیق. طولانی. بعد میره روی گردنت. پشت گوشت. شونههات. هر جا که میرسه. دستاش روی کمرته. آروم نوازش میکنه.)
بعد آروم هل میده. میخوابی روی تخت. میاد روی تو. زانو میزنه بین پاهات. دستش رو میذاره روی رونت. از زانو تا بالای ران. پوستت زیر انگشتات میلرزه.)
خم میشه. زبانش رو میکشه روی شکمت. روی نافت. روی خط پایین شکم. هر جا که میرسه. گرم و مرطوب. تو بیاختیار باسنت رو بلند میکنی.)
دستش رو میذاره روی کلیتوریست(اگه نمیدونید کلیتوریس چیه خیلی پاکید) آروم فشار میده. انگشتش رو میچرخونه. دایرههای کوچیک. آروم اول. بعد تندتر. تو ناله میکنی. اسمش رو صدا میزنی.)
با دست دیگه، انگشتاش رو میبره پایینتر. روی مقعدت. آروم فشار میده. اول یه انگشت. بعد دو تا. وارد میکنه. آروم. عمیق. همزمان با حرکت انگشتش روی کلیتوریست.)
دیگه نمیتونی. نالههات بلنده. دستات ملحفه رو چنگ زده. پاهات بازتر شده. بدن میلرزه. اون ادامه میده. بیامان. تا وقتی که میرسی. با یه فریاد بلند. با لرزش تمام بدن.)
بعد انگشتاش رو برمیداره. میاد روی تو. دیکش رو میذاره روی لبهات(منظور لبه های اونجائه)خیس و آماده. یه نگاه بهت میکنه. چشمات رو میبینی. میپرسه "آمادهای؟"
تو سرت رو تکون میدی. وارد میشه. آروم اول. تا ته. بعد تندتر. محکمتر. دستاش روی کمرته. باسنت رو میکشه پایین با هر ضربه. عمیقتر. بیامان.)
دیگه چیزی نمیبینی. فقط اونه. فقط این حس. فقط لذت. تا وقتی که دوباره میرسی. با هم. با یه فریاد. با یه لرزش. با همه وجود.)
بعد میافته کنارت. بغلت میکنه. دستش رو میذاره روی شکمت. بوسههای آروم روی شونهت. نفسهاش آروم و منظم.
(متاسفم بچه ها میدونم خیلی آدم کثیفیم)
صبح:
با بوسه های هیون روی صورتت بیدار شدی
هیونجین: صبح بخیر عشقم، میدونستی خیلی سفیدی؟(هردوتون لختید و الان خیمه زده روت و پتو تا سینه هات رفته پایین)
با خجالت و کلافگی یه بالش پرت کردی سمتش و پتو رو بیشتر کشیدی روی خودت
ا.ت: نگاه نکن!
هیونجین: مال خودمه دوست دارم نگاه کنم به تو چه؟ عزیزم بخوای بقیه ی زندگیمون انقدر خجالتی باشی اصلا نمیتونیم تو یه خونه زندگی کنیم!(پتو رو پایین میکشه)
هیونجین: پاشو حوصلهم سر رفت چقدر میخوابی؟ ساعت ۱۰ شده بلند شو میخوام بریم بیرون
غر میزنی: نمیخوام، بزار بخوابم
هیونجین: بلند نشی خودم بلندت میکنم میندازمت توی حموما!
با قیافه ی اخمو بلند شدی و رفتی توی حموم و بعد از چند دقیقه سر حال تر و خوش اخلاق اومدی بیرون و انگار تازه خوابت پریده بود
بعد از لباس پوشیدن رفتید بیرون و دور زدید، با هیونجین کلی بهت خوش میگذشت و واقعا عاشقش بودی، دوستش داشتی، دیگه آدم امن زندگیت شده بود.
♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪
سه ماه بعد:
بالاخره! بالاخره با هیونجین ازدواج کردی، الان دیگه رسما شوهرت بود، کلی ذوق داشتی بابت این موضوع، عروسیتون خیلی خوشگل و خوب بود و به بهترین شکل ممکن برگزار شد، حالا دیگه هیونجین مال خودت بود و دیگه هیچکس نمیتونست اونو ازت بدزده، فن ها هم همه ازتون حمایت کردن و واقعا بخاطر ازدواجتون خوشحال بودن، خونتون هم خیلی خوشگل بود، تو کارتو به عنوان یه سولو آرتیست ادامه دادی و بعد از اون هم کلی جایزه بردی، زندگیت عالی بود امااااااااااا
تنها چیزی که کم داشتی یه بچه از هیونجین بود😈(اوا اینو کی نوشته، من نبودم!📿🚶♀️)
که البته قرار بود به زودی اونو هم بسازید، یکم مونده تا هیون راضیت کنه🤏😌✨️
و اینطوری بقیه ی زندگیت رو هوانگ هیونجین میگذرونی...
The end
خب این درخواستی ی اول بود، تموم شد🫠
خیلی درخواستی ها زیاد شد، یکم طول میکشه پس صبر کنید😚
منتظر درخواستی بعدی باشید🪼
- ۶۶۵
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط