چه کسی خواهد دید

چه کسی خواهد دید
مردنم را بی تو ؟
بی تو مردم ، مردم
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می شنوی ، روی تو را
کاشکی می دیدم
شانه بالازدنت را
بی قید
و تکان دادن دستت که
مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که
عجب !‌عاقبت مرد ؟
افسوس
کاشکی می دیدم
من به خود می گویم:
" چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟ "
حمید مصدق
دیدگاه ها (۴)

باید باور کنیمتنهاییتلخ‌ترین بلای بودن نیست ،چیزهای بدتری هم...

اینکه دوستم داشته باشیمثل این است کهعابری در پیاده روناگهان ...

در رفته از دستمدوباره رشته‌ی کارمنزدیک بود امشب بگویمدوستت د...

و من پنداشتم او مرا خواهد برد ...‌به همان کوچه رنگین شده از ...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط