𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗
𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁶

تهیونگ:برای همین باید از قبل آماده باشیم.
نامجون لپ‌تاپ رو باز کرد و گفت:
‌نامجون:دقیقاً. نباید یه‌دفعه خبر رو منتشر کنیم. اول باید با کمپانی حرف بزنیم، بعد یه برنامه‌ی امنیتی و رسانه‌ای داشته باشیم.
تهیونگ با اخم گفت:
تهیونگ:فقط امیدوارم دوباره نگن باید مخفیش کنیم.
جین:احتمالاً می‌گن.
تهیونگ:پس جواب من از الان منفیه.
جین به سمتش خم شد و با لحن جدی‌تری گفت:
جین: تهیونگ، این جلسه جای عصبانی‌شدن نیست. اگه با دعوا وارد بشی، حتی اگه حق با تو باشه، هیچ‌کس به حرفت گوش نمی‌ده.
تهیونگ:پس باید چی‌کار کنم؟ بشینم تا دوباره درباره‌ی زندگی من تصمیم بگیرن؟
جین:نه. باید طوری حرف بزنی که نتونن نادیده‌ت بگیرن. فرق داره.
تهیونگ چند لحظه ساکت موند. بعد نفسش رو بیرون داد و گفت:
تهیونگ:باشه، سعی می‌کنم.
جونگ‌کوک زیر لب گفت:
جونگ‌کوک:«سعی می‌کنم» خیلی مطمئن به نظر نمی‌رسه.
جی‌هوپ خندید و زد روی شونه‌ش.
جی‌هوپ: فعلاً همینم ازش قبول کن.
فضای خونه برای چند لحظه آروم‌تر شد، اما ا/ت هنوز فکری توی سرش داشت. یه چیزی از همون اول اذیتش می‌کرد.
بالاخره گفت:
ا/ت:منم میام.
تهیونگ سریع برگشت سمتش.
تهیونگ:کجا؟
ا/ت: جلسه‌ی کمپانی.
تهیونگ: نه.
لبخند از روی صورت ا/ت محو شد.
ا/ت:چرا نه؟
تهیونگ:چون لازم نیست تو همون اول جلوی چند نفر بشینی که احتمالاً درباره‌ی رابطه‌مون مثل یه مشکل کاری حرف می‌زنن. خودمون باهاشون صحبت می‌کنیم.
ا/ت:ولی دارن درباره‌ی من هم حرف می‌زنن.
تهیونگ:من می‌تونم ازت دفاع کنم.
ا/ت:من ازت نخواستم ازم دفاع کنی.
تهیونگ:ا/ت، منظورم این نبود…
...
دیدگاه ها (۰)

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁷تهیونگ:ا/ت، منظورم این نبود…ا/ت:پس منظو...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁸جی‌هوپ رو به ا/ت گفت:جی‌هوپ:ولی مطمئنی ...

...

سلام:)ببخشید اگه باز یه مدت نبودم ولی ادامه داستان و نوشتم و...

...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط