یہه شـــــب که خیلے دلـتنـگش بودم?
یہه شـــــب که خیلے دلـتنـگش بودم?
داشتم خاطراتمونو مرور میڪردم..?
باخودم گفتم الاڹ باڪیہ❓
ڪجاس؟ چے پوشیده؟
به عڪساش خیره شدم... ?
دیدم پیام دارم...✉
نگاه ڪردم خواستم نخونده پاڪ کنم چوڹ حوصله ے هیچڪی ونداشتم...
اما تاچشمم به فرستنده خورد درجاخشڪم زد..❕ چندبار اسمشو خوندم....?
تمام خاطراتش اومد جلوچشمم....
حتۍ اخریڹ حرفش که بهم گفت هرۍ...✋
خواستم پاڪ ڪنم اما چشمم به متنش افتاد✉
نوشته بود«دوست دارم دیوونه»..❕
لحنش مثل هموڹ موقعا بود....
بااین حرفش تمام گذشتہ رو فراموش ڪردم✋
✍ نوشتم «منم دوست دارم عشقم?
بالبخند اومدم دڪمه ی ارسالو بزنم. .✉↻ نوشت☜«ببخشید اشتباه
شده...ههــHــهه
داشتم خاطراتمونو مرور میڪردم..?
باخودم گفتم الاڹ باڪیہ❓
ڪجاس؟ چے پوشیده؟
به عڪساش خیره شدم... ?
دیدم پیام دارم...✉
نگاه ڪردم خواستم نخونده پاڪ کنم چوڹ حوصله ے هیچڪی ونداشتم...
اما تاچشمم به فرستنده خورد درجاخشڪم زد..❕ چندبار اسمشو خوندم....?
تمام خاطراتش اومد جلوچشمم....
حتۍ اخریڹ حرفش که بهم گفت هرۍ...✋
خواستم پاڪ ڪنم اما چشمم به متنش افتاد✉
نوشته بود«دوست دارم دیوونه»..❕
لحنش مثل هموڹ موقعا بود....
بااین حرفش تمام گذشتہ رو فراموش ڪردم✋
✍ نوشتم «منم دوست دارم عشقم?
بالبخند اومدم دڪمه ی ارسالو بزنم. .✉↻ نوشت☜«ببخشید اشتباه
شده...ههــHــهه
- ۶۸۰
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط