تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس، که *بسیارخسته ام*

#محمدعلی_بهمنی
دیدگاه ها (۲)

گرفته است جهان را غبار بی دردیکجا رویم ازین عالم خراب؟کجا؟#ص...

زندگی خوش‌تر بود در پردهٔ وهم و خیالصبح روشن را صفای سایه مه...

ما آرزوی عشرت فانی نمی کنیمما را سریر دولت باقی مسخر است#شهر...

بگذار تا مقابل روی تو بگذریمدزدیده در شمایل خوب تو بنگریم#سع...

حال ما حال خوشی نیست بیا ای جـا...

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان،دیگر مپرس از من نشان ...

هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزارچنین چرا دلتنگم؟ چنین چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط