اومدم با پارت اکوتاگاوا و اتسوشی ولی زیاد نمیتونم شرمنده
اومدم با پارت اکوتاگاوا و اتسوشی ولی زیاد نمیتونم شرمنده واقعا این چند روز حالم بده واقعا معذرت میخوام
وقتی اون مرد رفت همهمه ی مردم داشت شروع میشد یهو اکوتاگاوا داد زد : بسه دیگه خفه شیدد سیرک که نیومدید واستادین تماشا برید گم شدین
همه ی همهمه ها خوابید و کم کم رفتن و بعضیا هم از ترس برگشتن و مشغول یه کاری شدن
ویو اکوتاگاوا
نفس عمیقی کشیدم هنوز اتسوشی تو بغلم بود سرم رو پایین اوردم و نگاهش کردم به زمین خیره شده بود و رنگ به چهره نداشت و محکم بغلش کردم اتسوشی؟خوبی
ویو اتسوشی
کاملا تو هپروت بودم نفهمیدم چی شد که با صدای اکوتاگاوا به خودم اومدم سرم رو بالا آوردم دیدم داره به من نگاه میکنم چیزی نتونستم بگم و سرم رو تکون دادم اکوتاگاوا دستم و گرفت و رفت تو پیاده رو که همون لحظه یه ماشین ایستاد توش یه راننده بود و انگار مال اکوتاگاوا بود راننده بیرون اومد و در ماشین رو باز کرد و ما صندلیه پشت نشستیم
وقتی اون مرد رفت همهمه ی مردم داشت شروع میشد یهو اکوتاگاوا داد زد : بسه دیگه خفه شیدد سیرک که نیومدید واستادین تماشا برید گم شدین
همه ی همهمه ها خوابید و کم کم رفتن و بعضیا هم از ترس برگشتن و مشغول یه کاری شدن
ویو اکوتاگاوا
نفس عمیقی کشیدم هنوز اتسوشی تو بغلم بود سرم رو پایین اوردم و نگاهش کردم به زمین خیره شده بود و رنگ به چهره نداشت و محکم بغلش کردم اتسوشی؟خوبی
ویو اتسوشی
کاملا تو هپروت بودم نفهمیدم چی شد که با صدای اکوتاگاوا به خودم اومدم سرم رو بالا آوردم دیدم داره به من نگاه میکنم چیزی نتونستم بگم و سرم رو تکون دادم اکوتاگاوا دستم و گرفت و رفت تو پیاده رو که همون لحظه یه ماشین ایستاد توش یه راننده بود و انگار مال اکوتاگاوا بود راننده بیرون اومد و در ماشین رو باز کرد و ما صندلیه پشت نشستیم
- ۷.۴k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط