اگر بال داشتم ديگر دراين دنياي پر هياهو  و کوچک پرسه نمي

اگر بال داشتم ديگر دراين دنياي پر هياهو  و کوچک پرسه نمي زدم

به آسمان پر مي کشيدم

آنجا که جز من و  تو  هيچ  چيز  معنا ندارد

آنجا که فقط  خدا هست, من و تو

پرواز پر از حس آغاز  پر از حس زندگي

پرواز تا چشم هاي تو

پرواز تا دست هاي مهربان تو که عاشقانه آغوش مي گشايد در خيال

اگر بال داشتم پر مي کشيدم تا اعماق وجود تو

که پر از عشق و دلداگيست
 
و روي خانه دلت که دنيايي از زندگيست آسوده رها مي شدم

 آن موقع شايد ديگر اين دنياي پر هياهو  و کوچک را از من مي گرفت

و شايد هم فصل خزان و روزها و غروب دلگيرش عاشقانه ترين فصل  مي شد
 
پرواز يعني پر کشیدن در آسمان چشم هاي تو

پرواز يعني تو

ساده  و راحت نفس کشيدن

چقدر پرواز زيباست

وقتي مي شود به تو رسيد...
دیدگاه ها (۹)

فردا فردا کردن

ادامه پارت 215هوا تاريك شده بود ولي بلند نشدم. هرچی زمان بیش...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

یاد گمشده یی

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

*teakook*

وای ملکه من! نفسِ راحتی کشیدم! داشتم از دستِ این تهیونگ سکته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط