سلام پرنسسا
سلام پرنسسا 💖💖
🌼خیانت درون عشق 🌼
....پارت دوم....
ـ ویو تهیونگ ـ
تهیونگ : ویلچر رو ازت میگیرم و نمیزام استفاده کنیییییی( داد)
از الان باید برام کار کنی... وقتی خیانت میکنی باید همین طوری باشیییی ( داد نه دادددددد )
ا/ت : تهیونگ چرا باور نمیکنی هق هق هق من کاری نکردم هق هق هق لطفاً این کارو هق هق هق با من نکن هق هق هق هق هق هق 😭😭😭
٫ویو ا/ت٫
ا/ت: اصلا کی بهت گفته هق هق هق هق که من بهت هقهق خیانت کردم ؟
تهیونگ : لیا ( اسم خدمتکار جدید )
اون بهم نشون داد که تو داری یک نفر رو میبوسییی ( عصبی )
ا/ت: عزیزم هق من همچین کاری نکردم هق هق لطفاً اول مطمئن شو هقهق بعد اینطوری رفتار کن
تهیونگ : گمشوووو بیروننننن نمیخوام ببینمت ( عربده)
ـویو تهیونگ ـ
تهیونگ: از فردا با هیچکس حرف نمی زنی فقط کار میکنی .. هر غلطی خواستی بکنی بدون ویلچر انجام میدی از کسی هم کمک نمیگیریی ( عصبی )
فهمیدی ( عصبی )
ا/ت : .......
تهیونگ: نشنیدم (داد)
ا/ت : چشمم ( لرزون )
« فلش بک به زمان انتقال ا/ت به اتاقش »
ا/ت: بزور روی تخت دراز کشیدم و تا صبح گریه میکردم ......صبح شده بود و حالم بده بود و سرم خیلی درد میکرد 💔
آجوما گفت که باید بریم پایین کار کنیم ....
با بدبختی لباسم رو پوشیدم و کشون کشون رفتم پایین ...
امروز بیاد عمارت رو تمیز میکردم ولی چجوریییی 😫😭😭
انقدر اذیت شدم که بیهوش شدم ولی وقتی بهوش اومدم حتی کسی بالا سرم نبود و روی همون زمین سرد افتاده بودم 🥺🥺💔
ـ ویو تهیونگ ـ
از سرکار اومد و وقتی رفتم داخل دیدم ا/ت بیهوش افتاده روی زمین ....
🩵پایان پارت دوم🩵
شرط ها ✨
لایک : ۳۰
کامنت: ۲۵
به دلیل کرم داشتن بنده پارت بعدی رو نمیزارم 🤣🤣🤣 راستش حال ندارم 🤦🏻🤦🏻😂😅
🌼خیانت درون عشق 🌼
....پارت دوم....
ـ ویو تهیونگ ـ
تهیونگ : ویلچر رو ازت میگیرم و نمیزام استفاده کنیییییی( داد)
از الان باید برام کار کنی... وقتی خیانت میکنی باید همین طوری باشیییی ( داد نه دادددددد )
ا/ت : تهیونگ چرا باور نمیکنی هق هق هق من کاری نکردم هق هق هق لطفاً این کارو هق هق هق با من نکن هق هق هق هق هق هق 😭😭😭
٫ویو ا/ت٫
ا/ت: اصلا کی بهت گفته هق هق هق هق که من بهت هقهق خیانت کردم ؟
تهیونگ : لیا ( اسم خدمتکار جدید )
اون بهم نشون داد که تو داری یک نفر رو میبوسییی ( عصبی )
ا/ت: عزیزم هق من همچین کاری نکردم هق هق لطفاً اول مطمئن شو هقهق بعد اینطوری رفتار کن
تهیونگ : گمشوووو بیروننننن نمیخوام ببینمت ( عربده)
ـویو تهیونگ ـ
تهیونگ: از فردا با هیچکس حرف نمی زنی فقط کار میکنی .. هر غلطی خواستی بکنی بدون ویلچر انجام میدی از کسی هم کمک نمیگیریی ( عصبی )
فهمیدی ( عصبی )
ا/ت : .......
تهیونگ: نشنیدم (داد)
ا/ت : چشمم ( لرزون )
« فلش بک به زمان انتقال ا/ت به اتاقش »
ا/ت: بزور روی تخت دراز کشیدم و تا صبح گریه میکردم ......صبح شده بود و حالم بده بود و سرم خیلی درد میکرد 💔
آجوما گفت که باید بریم پایین کار کنیم ....
با بدبختی لباسم رو پوشیدم و کشون کشون رفتم پایین ...
امروز بیاد عمارت رو تمیز میکردم ولی چجوریییی 😫😭😭
انقدر اذیت شدم که بیهوش شدم ولی وقتی بهوش اومدم حتی کسی بالا سرم نبود و روی همون زمین سرد افتاده بودم 🥺🥺💔
ـ ویو تهیونگ ـ
از سرکار اومد و وقتی رفتم داخل دیدم ا/ت بیهوش افتاده روی زمین ....
🩵پایان پارت دوم🩵
شرط ها ✨
لایک : ۳۰
کامنت: ۲۵
به دلیل کرم داشتن بنده پارت بعدی رو نمیزارم 🤣🤣🤣 راستش حال ندارم 🤦🏻🤦🏻😂😅
- ۳۳.۱k
- ۰۴ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط