#پری

#پری

#part18

ـ چشام باز کردم دیدم داخل یک انبار هستم که یک مردی وارد شد در رو قفل کرد
(علامت سوجون:*)

* خب خب اینا چی داریم ارباب مین یونگی بزرگ ترین مافیا
فکرشو نمی کردی که یک روز به این روز بیوفتی
الان کسی نیست که نجاتت بده

- میخوای چکار کنی دقیقا تو یک پ/شه هستی که همیشه داخل کار بقیه دخالت می‌کنه

* امروز و برای همیشه بزرگترین مافیا جهان رو میکشم
و خودم بزرگ ترین مافیا جهان میشم

- بیا پایین سرمون درد گرفت
خیلی تاثیر گذار بود


+ وقتی رسیدم از اسبم پیاده شدم
و نگهبان هارو یکی یکی کشتم
صدایی از انباری می‌آمد در انباری فلزی بود نمی‌دونستم کاری کنم چون در قفل بود محکم درو شکوندم(آرام باش خواهرم 😐) رفتم داخل

- ات!

+ یهو یک ضربه محکمی به یونگی زد که خ/ون بالا ٱورد از شدتت عصبانیت کنترلم رو از دست دادم و به شکل پری درونم که خشم گین بود تبدیل شدم سریع رفتم بهش حمله کردم

- چشای ات از اعصبانیت قرمز شده بود
هیولای درونش را انگار آزاد کرده تقریباً چیزی نمی‌دیدم چشام داشت سیاهی می‌رفت که یادم اومد که یک دارو ات بهم داده بود دستام رو باز کردم دارو را خوردم
حالم خوب شد نمی



بچه ها لطفا حمایت کنید😍
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی از شوگا🫠#کپی_ممنوع🚫 #حمایت_کنید&کاپل«ا.ت / شوگا/.......

eighth memberpart: introductiongenre: Idol . romance . comed...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

سناریوی بی تی اس#کپی_ممنوع #کپی_ممنوع🚫 وقتی خوابت نمی بره نا...

#part1#پری+من جانگ ات هستم من یک پری جادویی که قدرتم آب و خا...

#پری #part17 - از اتاق رفتم بیرون و چراغ رو خاموش کردم رفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط