فیک جونگکوک:زیرزمین
فیک جونگکوک:زیرزمین
part¹⁵
ویو ا.ت
بعد پیداش کردم وقتی روشنش کردم
با چیزی که اون پایین دیدم شکه شده بودم و نفهمیدم کی از چشمام اشک آمد پایین خیلی ترسیده باور نمی شد ...
.
.
.
.
.
.
توی اون زیر زمین پر از جسد های آدم بود که بغضی هاشون لای پارچه بودن و بعضی ها لای بدنشون باز شده بود
و لخت با زنجیر آویز شده بودن و توی قفسه های بزرگ به دیوار چسبیده بود اعضای بدن آدم داخل اون شیشه ها بود همین طوری داشتم قدم قدم میرفتم عقب که خوردم به دیوار وقتی برگشتم نگاه کردم دیدم که...
part¹⁵
ویو ا.ت
بعد پیداش کردم وقتی روشنش کردم
با چیزی که اون پایین دیدم شکه شده بودم و نفهمیدم کی از چشمام اشک آمد پایین خیلی ترسیده باور نمی شد ...
.
.
.
.
.
.
توی اون زیر زمین پر از جسد های آدم بود که بغضی هاشون لای پارچه بودن و بعضی ها لای بدنشون باز شده بود
و لخت با زنجیر آویز شده بودن و توی قفسه های بزرگ به دیوار چسبیده بود اعضای بدن آدم داخل اون شیشه ها بود همین طوری داشتم قدم قدم میرفتم عقب که خوردم به دیوار وقتی برگشتم نگاه کردم دیدم که...
- ۴.۶k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط