فیک ازدواج اجباری پارت

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۷
صبح ویو جین
صبح بیدار شدم رفتم سرویس کار های لازمو انجام دادم رفتم پایین برای بچه ها صبحانه درست کردم و صداشون زدم
جین:نامجون[اروم]
نامجون:هوم
جین:بیدارشو[اروم]
نامجون:باشه تو برو منم میام.
ات:نامی
نامجون:جانم خوشگلم
ات:من خیلی خوابم میاد
نامجون:بیا لباستو عوض کنم بخواب خواستیم بریم فرودگاه بغلت میکنم
ات:باشه
اسلاید دو سمت 👉 راست لباس ات
سمت 👈 چپ هم لباس لیسان
نامجون چمدان خودش و ات رو میبره پایین
جین:پس ات کو
نامجون:خوابه خیلی دیشب گریه کرد بزار بخوابه.
شوگا:چرا گریه میکرد
نامجون:به خاطر مامانم و خانم مین
شوگا:آها
جیهوپ:زود صبحانه بخورید باید بریم لیسان تو چمدون خودت رو ببر بزار روی ویلچر ات که ببریمش
لیسان:اوکی
بعد از خوردن صبحانه
جین:چمدونارو ببریم بزاریم توی ماشین بعد ات رو بیار
نامجون:باشه
........
جین:خوب برو ات رو بیار
نامجون ات رو. بغل میکنه میرن فرودگاه
بلیت میخرن
نامجون:عه ات از اینا دوست داره جین کارتمو از توی جیبم در بیار براش بخر
اسلاید سوم و چهارم
سوار هواپیما شدن
ات:نامی من گشنمه
نامجون:بیا عشق بابایی
ات:میسیییی
بعد از خوردن میره توی موبایلش و بعد از چند ساعت می‌رسن کره
ات:نامی اول بریم بیمارستان
اعضا:خدافظ
.............
ات:مادر حالت خوبه
م .ات:خوبم عزیزم
میرن داخل بخش مراقبت‌های ویژه
ات:خاله بیدارشو اگر بیدار شدی قول میدم دیگه خاله صدات نکنم دیگه اذیتت نکنم لطفا بیدار شو[گریه]
نامجون:ات حالش خوب میشه گریه نکن
پ.نامجون:دخ.. ترم
نامجون:دکتر مامانم به هوش آمدهههه
ات:جان مامانی خوشحالم که دباره صداتو می‌شنوم
دکتر:برید بیرون لطفا
دیدگاه ها (۰)

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۶نامجون:بیا بغلم جوجه کوک تو با ماشی...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۵نامجون:همین ات:برو دیگه رفتن توی ات...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۱]دوستان من تولدارو قاطی کردم تولد ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط