نصف ی دیگر من پارت

✨ نصف ی دیگر من پارت ۹✨

+رینا و کیو حاضر شدند و و آمدند پایین و همه گی سوار ماشین شدند و رسیدند شهر بازی و سانزو دست رینارو گرفت و سوار یکی از وسیله ها شدند و ران هم رفت سوار یه وسیله شد +

ریندو : کیو من میرم بستنی بگیرم و بیام

کیو : باشه

+ریندو رفت و یهو یکی یه دستمال گذاشت روی دهن کیو و کیو بیهوش شد ۳تا مرد که دشمنای ران و ریندو بودن ، ریندو برگشت و دید کیو نیست یه پیام اومد تو گوشیش و دید نوشته اگه دوست دخترتو میخوای بیا به محل... ریندو اعصابش خورد شد و زنگ زد به ران و ران اومد و سانزو و رینا هم اومدند+

ران : چی شده ؟

ریندو :کیو رو گروگان گرفتند

رینا :چییی

سانزو : الآن چی میشه؟

رینا : چرا مواظبش نبودی ریندو ,💢

ریندو : م من فقط یه لحظه تنهاش گذاشتم

ران : خب

ریندو: باید به محل ..‌ بریم

سانزو : ببینم به مایکی بگم چند زیر دستشو بهمون بده؟

ریندو : زود باششش فقط 💢💢

+سانزو زنگ زد به مایکی و چند تا از زیر دستاشو بهمون داد به محل‌‌.. حرکت کردیم +


+از زبان کیو+

+چشمامو باز کردم و دیدم دستام بستس سعی کردم دستامو باز کنم اما نشد به جلوم نگاه کردم به مرد اومد و جلوم و رو صندلی نشست+

مرد: خب خب تا وقتی که ریندو میاد باهات چیکار کنم ؟(با پوزخند)

کیو :ا از جون من چی میخوای ؟

مرد: من فقط می‌خوام ریندو رو اذیت کنم

کیو : و ولم کن اح مق

مرد:بهتره دختر خوبی باشی وگرنه اتفاقای خوبی برات نمی افته

+اون مرد یه چاقو آورد و روی بازوی کیو کشید و زخمیش کرد و بعد چاقو رو زیر گردن. کیو گذاشت+

مرد : مثلا اینجور اتفاقا

کیو: هق درد هق هق داره (با گریه )

+ که ریندو و بقیه وارد اتاق میشن و اون مرد. هم +

مرد: اگه تکون بخورید اینو میکشم

+ که ران یواشکی می‌ره پشت مرده با یه میله میزنه تو سرش ، اون بیهوش میشه بقیه هم اون یکی هارو کتک زدند و ریندو رفت کیو رو باز کرد و پرنسسی بغلش کرد و..+

ریندو : منو ببخش که نتونستم مراقبت باشم (با ناراحتی)

کیو : م من حالم خوبه فقط دستم داره میسوزه

+ریندو کیو رو برد بیمارستان و دستشو پانسمان کردند و سوار ماشین شدند و رفتند خونه که کیو خوابش برده بود بخاطر همین ریندو اونو گذاشتش توی تخت و روش پتو کشید و رفت پایین ، ران و سانزو اومده بودند+

ریندو : ببینم اون لعنتی رو گرفتید (با نگاه سرد)

ران :آره گرفتیمش

سانزو : تو اتاق شکنجه منه

ریندو : باشه بهش نشون میدم که اذیت کردن کسی که دوسش دارم چه تاوانی داره


+ران و ریندو و سانزو رفتند به امارت بونتن و بعد وارد زیر زمین شدند و اون مرده هم به هوش اومده بود ، ریندو رفت میله ی داغ رو برداشت و فرو کرد تو پاش و بعد تفنگ رو برداشت اول به بازوی اون مرده زد و بعد به سرش+

ریندو : سانزو این رو ببر یه گم و گورش کن

سانزو: باشه

+ران و ریندو برگشتند خونه رینا روی مبل خوابش برده بود ران اونو برد اتاقش و ریندو هم رفت توی اتاقش و لباس های خونیش رو عوض کرد و کنار کیو دراز کشید و داشت موهاشو نوازش می کرد و خوابش برد+
دیدگاه ها (۵)

✨ نصف ی دیگر من پارت ۱۰✨+از زبان ریندو ++بیدار شدم و دیدم کی...

✨وانشات ✨+وقتی میفهمن پریودی (چیکار میکنند)+💛مایکی 💛۱_ برات ...

✨ نصف ی دیگر من پارت ۸✨رینا : کیو کیو :بله رینا : گفتم که می...

✨ نصف ی دیگر من پارت ۷✨+از زبان کیو +بیدار شدم دیدم یکی منو ...

پارت ۳ زندگی شیرین

پارت ۱۱ زندگی شیرین

پارت ۵ زندگی شیرین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط