We

We
Part 3

سالی: *چقدر جذابههه..اصلا خودش به کنار ماشینش چقدر جذابععع* من سالی ام
نیک: خب؟!.. فرمایش؟
سالی: خواستم بدونی
هری: سالی!
نیک: چشم گردوندن*
هری: مایا مراقب خودت..*نشست تو ماشین و محکم در رو کوبید*
مایا: یواششش
نیک: به تو چه ماشین خودمه دلم میخواد درشو محکم ببندم
مایا: به من چه *زیر لب* در رو بستم و از پنجره رو به رو برای سالی و هری دست تکون دادم و حرکت کردیم*
نیک: چرا صندلی پشت نشستی؟
مایا: قانون جدیده که باید جلو بشینم؟
نیک: نه اما همه دخترا دوست دارن جلو بشینن
مایا: ببخشید که هر*زه نیستم
نیک: چی؟!
مایا: همونی که شنیدی
نیک: زبونت چقدر تنده
مایا: امتحان کردی؟!
نیک: نههه ولی اگه یک کلمه دیگه مزخرف بگی بزنی از ماشین میندازمت بیرون
مایا: مامانمی؟
نیک: نه ولی داداشت که هستم
مایا: نمیتونی
نیک: بخوام میتونن
مایا: اصلا میدونی چیع نمیخوام دیگه باهات حرف بزنم میخوابم
نیک: این تازه حرف زدنت بود؟.. خدا به داد دوست پسرت برسه
مایا: هیی جرعت نداری از رابطه من با دیگران به خصوص دوست پسرم حرفی بزنی
نیک:باشه، باشه ببخشید
مایا:*تکیه دادن سر به در ماشین و بستن چشم ها*
نیک: *تنظیم کردن دمای ماشین*
دیدگاه ها (۱)

wePart 4*مادرید*مایاوقتی چشمامو باز کردم نیک جلوی یک خونه بز...

WePart 5جورج: خوش باش میبینمتمایا: داشتم میرفتم برم آشپرخونه...

WePart 2مایاهری برامون آنلاین بلیت دیسکو خرید و رفتیم دیسکو ...

wePart 1*اسپانیا (بارسلون)*مایاوقتی از خواب بیدار شدم لوازم ...

wePart 6*یک چهل و پنج دقیقه بعد*از دوش که برگشتم برای اولین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط