اینجا از کشفیات ریحانه بود در اصل او هم از برادرش شنید
اینجا از کشفیات ریحانه بود. در اصل او هم از برادرش شنیده بود. وقتی رسیدیم یک ربعی از نُه گذشته بود. چهار پنج تا جوان و بعضاً مشکیپوش بودند. تا حالا آدم تایلندی از نزدیک ندیده بودم اگر هم دیده بودم شاید گذاشته بودم به حساب مالزیایی و چینی بودن.
یکیشان که سن و سالش بیشتر بود رفته بود روی نردبان و بنر موکب انصار المهدی را نصب میکرد.
داشتیم آماده کردن موکب را تماشا میکردیم که آقایی سیگار کشان ایستاد کنارمان و خودش سر گفتگو را باز کرد. «افغانستانیا، پاکستانیا، عراقیا، هندیا، همه رفتن. فقط اینا موندن.» وقتی با «ئه! واقعا؟» تعجبم را نشان دادم گفت: «آره. خیلی بچههای خوبین. مَردَن. حرف و عملشون یکیه.»
مرد؛ صاحب سوپری کنار جامعة المصطفی بود و شاید با طلاب خارجی زیادی سر و کار داشت.
از یکی از پسرها پرسیدم چند نفر طلبهی تایلندی هستید در قم؟ گفت دویست نفر. که از اول جنگ تا حالا هر شب عدهایشان میآمدند، بنرها و پرچمها را از نو نصب و پذیرایی میکردند. از نُه شب تا حوالی یک و دوی نیمه شب.
از پسر پرسیدم مردمتان هم نسبت به جنگ ایران کنشی داشتهاند؟ هنوز آره از دهانش خارج نشده، پسر کم سن و سالتری گوشیاش را در آورد و راهپیمایی روز قدس مردم کشورشان مقابل سفارت رژیم صهیونیستی را نشانم داد.
روی بنر اصلی موکب نوشته بودند ما فرزندان رهبر شهید، مدیون ایران هستیم. ما طلاب تایلند با ایران هستیم.
«ما شدگی» پدیدهای بود که در آن موکب دیدم. برای همین جنگ ما را جنگ خودشان میدانستند و شعار جنگ جنگ تا پیروزی را که دستی با ماژیکهای سرخ و سبز نوشته بودند، شاید امضای این مانیفست بود.
✍️ #زینب_خزایی
دانشجوی کارشناسی ارشد فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم
#روایت : جنگ ما جنگ آنها هم هست
#جنگ_رمضان #رهبر_شهید #اتحاد_مقدس #برای_خدا #انقلاب_اسلامی #اسلام_جهانی #تایلند
یکیشان که سن و سالش بیشتر بود رفته بود روی نردبان و بنر موکب انصار المهدی را نصب میکرد.
داشتیم آماده کردن موکب را تماشا میکردیم که آقایی سیگار کشان ایستاد کنارمان و خودش سر گفتگو را باز کرد. «افغانستانیا، پاکستانیا، عراقیا، هندیا، همه رفتن. فقط اینا موندن.» وقتی با «ئه! واقعا؟» تعجبم را نشان دادم گفت: «آره. خیلی بچههای خوبین. مَردَن. حرف و عملشون یکیه.»
مرد؛ صاحب سوپری کنار جامعة المصطفی بود و شاید با طلاب خارجی زیادی سر و کار داشت.
از یکی از پسرها پرسیدم چند نفر طلبهی تایلندی هستید در قم؟ گفت دویست نفر. که از اول جنگ تا حالا هر شب عدهایشان میآمدند، بنرها و پرچمها را از نو نصب و پذیرایی میکردند. از نُه شب تا حوالی یک و دوی نیمه شب.
از پسر پرسیدم مردمتان هم نسبت به جنگ ایران کنشی داشتهاند؟ هنوز آره از دهانش خارج نشده، پسر کم سن و سالتری گوشیاش را در آورد و راهپیمایی روز قدس مردم کشورشان مقابل سفارت رژیم صهیونیستی را نشانم داد.
روی بنر اصلی موکب نوشته بودند ما فرزندان رهبر شهید، مدیون ایران هستیم. ما طلاب تایلند با ایران هستیم.
«ما شدگی» پدیدهای بود که در آن موکب دیدم. برای همین جنگ ما را جنگ خودشان میدانستند و شعار جنگ جنگ تا پیروزی را که دستی با ماژیکهای سرخ و سبز نوشته بودند، شاید امضای این مانیفست بود.
✍️ #زینب_خزایی
دانشجوی کارشناسی ارشد فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم
#روایت : جنگ ما جنگ آنها هم هست
#جنگ_رمضان #رهبر_شهید #اتحاد_مقدس #برای_خدا #انقلاب_اسلامی #اسلام_جهانی #تایلند
- ۷.۹k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط