GHOST HUNTING CLUB

GHOST HUNTING CLUB

باشگاه شکار ارواح

✦ پارت ۲۷ ✦

همه به عکس خیره شده بودند.

چهار نفر...

و یک نفر پشت سرشان.

اما این بار چیزی عجیب‌تر وجود داشت.

چهره‌ی آن فرد در عکس تار نبود.

واضح بود.

---

بورا آرام گفت:

بورا : «این...»

صدایش لرزید.

بورا : «این همون آدمه؟»

---

جونگکوک عکس را گرفت.

چند ثانیه به آن نگاه کرد.

بعد رنگ صورتش تغییر کرد.

جونگکوک : «نه...»

---

یونگی جلو آمد.

یونگی : «چی شده؟»

جونگکوک آرام جواب داد:

جونگکوک : «این کسی نیست که فکر می‌کردم.»

---

جیمین : «یعنی چی؟»

جونگکوک به عکس اشاره کرد.

جونگکوک : «من فکر می‌کردم اون شب یه آدم غریبه دیدم.»

مکث کرد.

جونگکوک : «ولی این...»

---

بورا : «کیه؟»

جونگکوک نفسش را بیرون داد.

جونگکوک : «پدر هان سوآ.»

---

همه شوکه شدند.

---

جیمین : «صبر کن... یعنی خانواده‌ی خودش؟»

یونگی : «پس چرا همه چیز رو پنهان کردن؟»

---

جونگکوک جواب نداد.

چون خودش هم جواب را نمی‌دانست.

---

ناگهان صدای آرامی در کلاس پیچید.

"چون حقیقت همیشه ساده نیست..."

---

همه برگشتند.

هان سوآ کنار پنجره ایستاده بود.

اما این بار...

دیگر ترسناک نبود.

فقط ناراحت بود.

---

بورا آرام نزدیک شد.

بورا : «تو می‌تونی بهمون بگی چی شد؟»

هان سوآ به جونگکوک نگاه کرد.

هان سوآ : «اون شب... من تنها نبودم.»

---

جونگکوک : «پس کی کنار تو بود؟»

---

هان سوآ نگاهش را پایین انداخت.

هان سوآ : «کسی که فکر می‌کردم به من کمک می‌کنه.»

---

جیمین آرام گفت:

جیمین : «ولی نکرد؟»

هان سوآ چیزی نگفت.

و همین سکوت جواب بود.

---

بورا دفترچه را باز کرد.

صفحه‌ی آخر که قبلاً خالی بود...

حالا نوشته داشت.

---

"کسی که حقیقت را می‌داند، هنوز زنده است."

---

یونگی : «زنده؟»

---

هان سوآ آرام گفت:

هان سوآ : «آره.»

مکث کرد.

هان سوآ : «اون هنوز بین آدم‌هاست.»

---

جونگکوک : «کی؟»

---

هان سوآ فقط یک اسم گفت.

---

"کیم سئونگ وو."

---

همه ساکت شدند.

---

بورا : «ولی... اون که ناپدید شده.»

هان سوآ آرام نگاهش کرد.

---

هان سوآ : «همه فکر کردن ناپدید شده.»

---

چراغ‌های کلاس خاموش شدند.

و وقتی دوباره روشن شدند...

هان سوآ نبود.

---

اما روی میز...

یک کلید جدید قرار داشت.

---

روی کلید نوشته شده بود:

"اتاق ۰۰"

ادامه دارد...
لایک و نظرتون درباره فیک و بازنشر بالا = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
دوستان گرامی این پارت هارو شب نخونین چون خوابتون نمی بره
من قلبم داره از سینه می زنه بیرون
دیدگاه ها (۳)

GHOST HUNTING CLUB باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۲۸ ✦ کلید روی می...

GHOST HUNTING CLUB باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۲۹ ✦ برای چند ثا...

GHOST HUNTING CLUB باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۲۶ ✦ صدای جونگکو...

GHOST HUNTING CLUB باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۲۵ ✦ بورا چند با...

GHOST HUNTING CLUB باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۲۲ ✦ اتاق برای چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط