طلسم حسرتی پنهان میان گفتگوهایم

طلسمِ حسرتی پنهان، میان گفتگوهایم _
شکست و سخت برهم زد خمارِ خلق و خو هایم

تو با دامانِ رنگین و هوایِ دلبری درسر _
رسیدی و به پا کردی  حراجِ آبروهایم...

دوباره سایه ات بردر.. من و هذیان و بی خوابی..
تمام کوچه را گشتن..تلاش و جستجوهایم_

نداردحاصلی انگار دیواری ست سرتا سر _
تمام دور و اطراف و تمام سمت و سو هایم!

دوباره منگ در کابوسِ زالویی که افتاده _
به جان و می مَکد از ریشه گندمزارِ موهایم_

تو را از دور می بینم پس از یک عمر دلتنگی..
هوای بغض می گیرد  گلویِ آرزوهایم....


🌱🌱
دیدگاه ها (۰)

#وقت_سلام✨اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا ا...

کلا همه میخوان آدمهای سمی رو از دور خودشون حذف کنند و جالبه ...

فروشِ دنا‌پلاس‌های مجلسی در سایت دیوار!🔸 پس‌از سالها تکذیب ب...

🔴 سنگ سردچوپانی عادت داشت تا در یک مکان معین زیر یک درخت بنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط