از دور

از دور

می بوسم تورا
ای آرزوی هرشبم

شاید که بااین دلخوشی
پایان گرفت تاب وتبم

ازدور می بوسم تورا
ای کعبه دلبستگی

ای آشنای باوفا
ای مرهم هرخستگی
دیدگاه ها (۲)

چـه زیبـا گـره خُـــورد ...بـخـت مــن با " تــــــــو " خُـد...

اگر تو نبودی عشق نبودهمین طوراصراری برای زندگیاگر تو نبودیزم...

گاهی باید دستاشو بگیری تو دستت وفقط یه جمله بهش بگی: "من واس...

تنها و بی صدا تکیه گاه باشآغوشت برکه ای از آرامش نابدستهایت ...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

سایه‌های مافیاپارت : ۳۰ (پایان) سه سال بعد... عمارتی که روزی...

پدرخوانده پارت : ۱۸ صبح دانشگاه مثل همیشه شلوغ بود، اما ذهن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط