اگر دود بودم، باز هم مرا دوست داشتی؟

اگر دود بودم، باز هم مرا دوست داشتی؟
اگر تمام‌قد جلوت نمی‌ایستادم و از بصیرتم به خودت، برایت حرف نمی‌زدم، اگر پیکری نداشتم برای ایستادن مقابلت، اگر صدایی نداشتم که از تو بگوید و اگر هیچ بودم و دود بودم، تو چیزی از من می‌دیدی؟ اگر دود بودم و با دمی گرم توی سردی لب دریای زمستان‌های انزلی جلوه می‌کردم و بعد پخش می‌شدم توی هوا، باز هم مرا می‌دیدی؟ مرا دوست می‌داشتی؟
اگر بخواهم نباشم، دنبالم می‌گردی؟

روزهایی هست توی زندگی، که آدم به این فکر می‌کند که خاصیتش چیست برای عزیزش، خاصیت من برای تو چی بود عزیزم؟ اصل خاصیتم را می‌دانی؟
دیدگاه ها (۰)

گفتی دلتنگی تو برای من ابر می‌شود توی آسمان و طوفان می‌شود ت...

بلند خواندی «مارا نگذارند به یک خانه‌ی ویران»توی دلم گفتم «ن...

ای که میان عشق و جادو می‌آمیزیمیان قلب و عقلمیان شعر و تورات...

در چشمهای او هزاران درخت قهوه بودکه بی‌خوابی مرا تعبیر می‌نم...

آرت برای دتیز بانو: https://wisgoon.com/kaironeاسلندرینا خان...

هفتمین گناه

>> >قبلا به عشق اینها اعتقاد نداشتم نمی دونم ولی حسشم نکردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط