دیروز تو خیابون دیدم تو یه پورشه شاسی بلند دو تا بچه...

دیروز تو خیابون دیدم تو یه پورشه شاسی بلند دو تا بچه...
سرشونو از تو سانروف ماشین آوردن بیرون دارن عشق میکنن....

یاد بچگیای خودم افتادم....
.
.
.
‌.
.
یه همچین حسی رو تو فرقون داشتم....
دیدگاه ها (۳)

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

P25فردا ویو انیا بیدار شدم دیدم ساعت ۵ یاد دیروز افتادم و بغ...

محو زیبایی او پارت ۲۶ ویو رزا وارد اتاقم شدم .......خیلی قشن...

رومان قطره قرمز (پارت 3)

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط