رگِ خوابم روی لبهایش بود...

رگِ خوابم روی لبهایش بود...
کافی بود کمی به آنها انحنا دهد!
لبخندش؛
باز می کرد کلافگیِ اولِ صبحم را...
دیدگاه ها (۱)

یک عمر هوای دل خود داشتم اما،یک لحظه نگاه تو بهم ریخت دلم را...

‏عشق یعنی،سرزنشت کنم و ملامتم کنی به خاطرخطاهای کوچک و ببخشم...

دل را،نگاهِ گرمِ تودیوانه می‌کند..#صائب_تبریزی

باید قبول کنیم بعضی آدمها را کمتر دیده ایم،مثل مداد رنگی قهو...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

لیلیوم خون سرد( پارت شانزدهم )

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... (◠‿◕) 👈‍‍مستی چشمت مـرا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط