در خانه ی ما

در خانه ی ما
هر کسی‌ چیزی کم داشت!
پدرِ مرحومم خنده،
خواهرم جهاز،
من کیف و کفش
و بیچاره مادرم
"خون"
رفتیم دکتر
گفتند که پسته خوب هست...!
پدر
با هزار مکافات
رفت منت کشی‌ِ پسته‌ای که
سالیانِ سال با ما قهر کرده بود!
یک مشت پسته ی زبان بسته را گرفت و به خانه آورد..
بیچاره‌ها لال بودند
خشک‌شان زده بود..
آمدیم سکوتشان را بشکنیم
دندانِ خواهرم شکست!
گفتیم اشکال ندارد
چیزی که عوض دارد
گله ندارد.
حالا من بزرگ شده ام
کار می‌‌کنم و
جیب‌ام باد می‌‌کند
پسته‌ها هم دهانشان تا بناگوش باز
دیدگاه ها (۸)

#بخون ..در خانه ی ما هرکسی چیزی کم داشت ..پدرمرحومم خندهخواه...

"از کتاب "نهنگ ها بی گذر نامه عبور می کننددر خانه ی ما هر کس...

"از کتاب "نهنگ ها بی گذر نامه عبور می کننددر خانه ی ما هر کس...

صبح روز کریسمس (عید پاک ارامنه) آقا فرمود: اگر خانه ی چند ار...

با این که طولانیه ولی اگر نخوندید از دستتون رفتهپیشنهاد میک...

خاطره ای زيبا از رهبرى:صبح روز کریسمس (عید پاک ارامنه) آقا ف...

متني طولاني ولي 100 %مؤثر...ًً" چگونه پدر مهمان های نوروزی ر...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط