.

.
من میترسم
از کسی که تمام مرا بلد است
تمام پستی و بلندی ام را می داند
و نقطه ی مجهولی برایش وجود ندارد
من میترسم
از کسی که تار و پودم را می شناسد
او می داند چطور میتواند مرا از بین بِبَرد
او مهارت شکنجه دادن من را به طُرُق اولی از بَر است
تنها اوست که میتواند با چند حرکت کوچک رگهایم را خشک کند
نفسم را تنگ بیاورد
و سفیدی چشمانم را سرخ کند
..
من میترسم
از کسی که بی نیاز از اذن دخول است
او حتی ترسهایم را حفظ است بی آنکه انگشتان سردم را در دستانش گرفته باشد..و لرزش خفیفشان را شمرده باشد..
من میترسم
از مشامی که عطر تنم را می شناسد
من میترسم
از کسی که میتواند به بدترین شکل مرا زخمی کند..
من میترسم
.
.
دیدگاه ها (۶)

صبحتان پرازخیروبرکتصبح طلوعےاستبراےآغازےدیگررسیدن هاازصبحآغا...

‍ به اولینروز ماه صفر خوش آمدیدارزوی امروزم برایتانسلامتی،سر...

.محبوب مــناز دوســت داشتنم می ترسداز داشتنم می ترســداز بود...

وقتی به مڹ می ڪَویی:"دوستم داری"عشق در جهاڹ دیڪَرسرڪَرداڹ نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط