چقدر جای دستانت

چقدر جای دستانت
برای نوازش شبهایم خالیست
وقتیکه ...

تمام شب آبستن
تردید است...

تمام فصل ها رادوباره
میدوزیم

هیچ دیواری حتی مرگ هم
دستان تو را

ازمن نخواهدگرفت....
دیدگاه ها (۲)

ساحل آغوشت رابیاورکشتی احساسم لمس تورا میخواهددروسعت بازوانت...

عاشق شیطنت های عاشقانه اممثل وقت هایی کهمرا محکم در آغوشتمیف...

ﻏﯿﺮ مڹ ﺩﺭ ﺩڸ تو ﻫﯿﭻ ڪسی ﺧﺎﺹ ﻧﺸﺪ، ﻫﯿﭻ ڪس چوڹ تو بہ مڹ ﺍین همہ...

دوست دارم نیمه شبدر خلوت ایوان و ماهمن بغل گیرم تو رابی محاب...

فصل ۱۹۶: عشق جدیددر همین حال، در هتل:راف و جویل در حال تعمیر...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

فصل ۱۶۰: تیم ویژهدر نهایت یک تیم ویژه تشکیل شد:· گالیم به عن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط