دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان می‌رسد

دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان می‌رسد
شاد باش! این رنج بی پایان به پایان می‌رسد

گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکست
سرو می‌ماند ولی توفان به پایان می‌رسد

زندگی بر مردم آزادهٔ بی آرزو
سخت می‌گیرد ولی آسان به پایان می‌رسد

داستان شمع با آتش روایت شد ولی
عاقبت با دیدۂ گریان به پایان می‌رسد

سیل آه خلق سد ظلم را خواهد شکست
قصه تاریخ بی‌سلطان به پایان می‌رسد

#فاضل_نظری
#شعر
#شعر_عاشقانه
#عاشقانه
#متن
#متن_خاص
#تکست
#تکست_خاص
#ادبیات
#عاشقانه_خاص
#متن_و_شعر_عاشقانه
#ویسگون
#آفرینش
دیدگاه ها (۰)

#دیر_یا_زود_این_عذاب_ای_جان_به_پایان_می‌رسدشاد باش! این رنج ...

گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکستسرو می‌مانَد ولی توفان ب...

دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان می‌رسد شاد باش! این رنج ...

گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکستسرو می‌مانَد ولی توفان ب...

گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکست، سرو می‌ماند ولی توفان ...

گرچه گاهی تندبادی، شاخه‌ای را هم شکستســرو مـی‌مـانَـد      ...

گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکستسرو می‌مانَد ولی توفان ب...

گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکستسرو می‌ماند ولی توفان به...

گرچه گاهی تُندبادی شاخه‌ای را هم شکستسَرو می‌ماند ولی توفان ...

گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکستسرو می‌ماند ولی طوفان به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط