من آن ابرم که می آیم ز دریا

من آن ابرم که می آیم ز دریا

روانم در به در صحرا به صحرا

نشان کشتزار تشنه ای کو

که بارانم که بارانم سراپا


شبی مرغ سپیدی می شوم من

گشاده بادبان بال در باد

به دریا می زنم دل را و چون موج

به هر ره می روم آزاد آزاد


من آن ابرم که می خواهد ببارد

دل تنگم هوای گریه دارد

دل تنگم غریب این در و دشت

نمی داند کجا سر می گذارد
دیدگاه ها (۲)

کمی عشــــــــــق هم خیلی بد نیست یا کمی زندگــــــــی … من ...

درون قهوه ی من حدس فال آسان است همیشه نقش تو در انتهای فنجا...

من از عشق نوشتم، تو مرا زمزمه کردی من از بوسه نوشتم، تو مرا ...

به دوستی دوستان مهربان سوگند*** به آن نمک که خوردی، به بوی ...

من آن ابرم که می آیم ز دریا روانم در به در صحرا به صحرا نشان...

من آن ابرم که می خواهد ببارد، دل تنگم هوای گریه دارد. دل تنگ...

من آن ابرم که می‌خواهد ببارددل تنگم هوای گریه دارددل تنگم غر...

من آن ابرم که می‌خواهد ببارددل تنگم هوای گریه دارددل تنگم غر...

من آن ابرم که می خواهد ببارددل تنگم هوای گریه دارددل تنگم غر...

من آن ابرم که می‌خواهد ببارد دل تنگم هوای گریه دارد دل تنگ...

من آن ابرم که می‌خواهد ببارددل تنگم هوای گریه دارددل تنگم غر...

من آن ابرم که می‌خواهد ببارددل تنگم هوای گریه دارددل تنگم غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط