نفس می کشم زیر این آسمون ،که شاید تو گاهی نگاش می کنی
نفس می کشم زیر این آسمون ،که شاید تو گاهی نگاش می کنی
چقدر حرف زدم با خدایی که تو ، یه وقتایی حتما صداش می کنی
نمی مونه عطرِ کسی یاد تو ، تو که هیچ اسمی برات خاص نیست
نمی شناسه اصلا چشات گریه رو ، توی منطقت جای احساس نیست
می رم تو *حیاط همون خونه ای ، که یک روز نشستی تو رو پله هاش
نگاه می کنم با یه آه عمیق ،* می گم رد پات مونده بود کاش
اما تو نیستی ... اما تو نیستی
دارم جون می کنم دور از تو باشم
ولی اسمت نی یاد از هم می پاشم
چرا تو نیستی ... چرا تو نیستی
چقدر حرف زدم با خدایی که تو ، یه وقتایی حتما صداش می کنی
نمی مونه عطرِ کسی یاد تو ، تو که هیچ اسمی برات خاص نیست
نمی شناسه اصلا چشات گریه رو ، توی منطقت جای احساس نیست
می رم تو *حیاط همون خونه ای ، که یک روز نشستی تو رو پله هاش
نگاه می کنم با یه آه عمیق ،* می گم رد پات مونده بود کاش
اما تو نیستی ... اما تو نیستی
دارم جون می کنم دور از تو باشم
ولی اسمت نی یاد از هم می پاشم
چرا تو نیستی ... چرا تو نیستی
- ۸.۰k
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط