صبر کن آیه قسم جور کنم تا نروی!

صبر کن آیه قسم جور کنم تا نروی!
یا در و پنجره را کور کنم تا نروی

صبر کن لشگری از خاطرهٔ روز نخست
بر سر راه تو مأمور کنم تا نروی!

قد زیبایی تو نیستم امّا چه کنم؟
صورتم را پُر هاشور کنم تا نروی؟

نذر کردم گرهٔ پنجره فولاد شوم
صبر کن تا به خدا زور کنم تا نروی!

من بلایی به سرت آمده ام، می دانم
از سرت درد و بلا دور کنم تا نروی

تیغ بر روی رگ غیرت من منتظر است
صبر کن حادثه ای جور کنم تا نروی
دیدگاه ها (۱)

به آدمها نباید زیاد نزدیک شد.هر آدمی باید با خود ابهاماتی دا...

دوباره دیر کردی...از دهان افتاد چایی هاحسابم با کتابم جور شد...

يک زمان،گوهري از سنگ نمک ارزش داشتسخن پير محل،تا به فلک ارزش...

صبح یک روز من از پیش خودم خواهم رفتبی خبر با دل درویش خودم خ...

کامل کننده ی من/پارت6

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 4ویو اومی:رسیدیم. من کمربندم رو باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط