کوچه ی مهتابی ما مست بود

کوچه ی مهتابی ما مست بود
کوچه ی شهر دلم بن بست بود
از هوای ابر بی رنگ می شدیم
جمعه بعدازظهر, دلتنگ می شدیم
دیدگاه ها (۱)

ای شریک عشق و رویای محالباز برخیز و مرا با خود بیارمثل تو, ا...

هم نوا با خاطرات من بیامی رویم آنجا که می خندد خدا

هر شب از داغ فراغش سوختیمسوختیم و عاشقی آموختیم

دلبری از جنس باران داشتیمصحبتی در جمع یاران داشتیمرفت آن روز...

🍂🍁 دلم رنگ پریده تر از #خزانشکننده تر از ساقه ی خشکیده ی درخ...

🤍🌱نفس هایت ریخته در دامن صبح عطر چشم های تو در هواست تویی آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط