رمان:دنیای وارونه
رمان:دنیای وارونه
پارت2
مکس:خب چی میخواستی بگی هالی
هالی:میشه قضیه دیشب رو به مامانم نگی لطفا
مکس:عام نه من نمیگم
هالی:مرسی
مکس:اما نباید مشروب میخوردی دختر تو 14 سالته
هالی:خب که چی حالا من دبیرستان میرم و بزرگ شدم انقد نگو 14 سالمه
مکس:من ریدم تو دبیرستان
هالی:حق داری
مکس:ممنون حالا برو بقیه رو بیدار کن
هالی:نه من بچه نیستم
مکس:مگه من گفتم بچه ای
هالی:نمیشه همش بگی من برم بیدار کنم به ویل بگو یا خودت برو چرا منو مجبور میکنی
مکس:ویل بیا اینجا
ویل:چیه
مکس:برو بقیه رو بیدار کن
ویل:بیخیال
مکس:میری یا بزنم تو گوشت
ویل:میرم!
مکس:آفرین
ویل اول ازدهمه میره استیو رو بیدار میکنه
ویل:استیو
استیو:....
ویل:استیو
استیو:.....
ویل:پاشو دیگه چند بار بگم همگی تون پاشید
همه:بزار بخوابیم
ویل:صبحونه سرد میشه!الو؟
جاناتان:باشه میاییم
فلش بگ سر میز صبحانه>>>
استیو:راستی هالی دیشب خیلی مست بودی
هالی:عام میدونم نمیخوام بگی
اریکا:بعدشم دیشب ویل هم قاطی کرده بود
ویل:اههم اههم(سرفه کردن تو گلوش پرید)
اریکا:دیشب داشت میگفت لوکاس بیا مکس کارت داراراارار
ویل:اههم اهه (بلندتر)
مکس:ویل چه غلطی کردی
ویل:به خدا هیچی
مایک:دیشب هم به من و اریکا گفت جوش زدی
اریکا:آره من اصلا جوش ندارم
نانسی:مشخصه دیشب جاناتان عزیز و استیو جان و ویل جنتلمن و هالی مست بودن اونم بد جور
مایک:آره خخخخ
همه خندیدن
نانسی:خب خب و اینکه هالی جان مخصوصا ایشون مشروب خوردن و مست شدند و چیزهایی گفتند
هالی:مگه چی گفتم
نانسی:اومدی وسط و میگفتی ویل!ویل! ویل جنتلمن تولدشه ریدی تو تولدش
هالی:خب اگه کاری کردم ببخشید
اریکا:چرا همش هالی رو دعوا میکنید دیشب همه مست بودن حتی خودم
هالی:جان؟
مایک:بس کنید دیشب گذشت و تموم شد رفت
اریکا:حتی لوکاس جان و مایک و داستین هم مست بودن
داستین:بسه دیگه
لوکاس:اریکا خفه شو
اریکا:چرا باید خفه شم
ویل:خب خب ول کنید دانشگاه دیر میشه اریکا و هالی شما دبیرستان دیر میشه پس همه زود باشید سریع
هالی:من دیگه نمیخورم
مکس:الان که جویس رفته با هاپر ماه عسل من مثل مامانا دارم رفتار میکنم بیاید کمک کنید ظرف هاتون رو بزارید ظرف شویی و مایک باید بشوره
مایک:چرا من؟؟
مکس:باید بشوری
مایک:باشه بابا
همگی بعد از اینکه صبحونه خوردن آماده شدن رفتن دانشگاه
فلش بگ دانشگاه>>
از زبان مایک:نشسته بودم و داشتم درس میخوندم که یهو ویل در حالی که رنگ صورتش پریده بود و با سرعت داشت میمومد
ویل:زود باش بلند شو مکس! مکس!
مایک:مکس چی شده
ویل:مکس!لوکاس!
ادامه پارت بعدی
پارت2
مکس:خب چی میخواستی بگی هالی
هالی:میشه قضیه دیشب رو به مامانم نگی لطفا
مکس:عام نه من نمیگم
هالی:مرسی
مکس:اما نباید مشروب میخوردی دختر تو 14 سالته
هالی:خب که چی حالا من دبیرستان میرم و بزرگ شدم انقد نگو 14 سالمه
مکس:من ریدم تو دبیرستان
هالی:حق داری
مکس:ممنون حالا برو بقیه رو بیدار کن
هالی:نه من بچه نیستم
مکس:مگه من گفتم بچه ای
هالی:نمیشه همش بگی من برم بیدار کنم به ویل بگو یا خودت برو چرا منو مجبور میکنی
مکس:ویل بیا اینجا
ویل:چیه
مکس:برو بقیه رو بیدار کن
ویل:بیخیال
مکس:میری یا بزنم تو گوشت
ویل:میرم!
مکس:آفرین
ویل اول ازدهمه میره استیو رو بیدار میکنه
ویل:استیو
استیو:....
ویل:استیو
استیو:.....
ویل:پاشو دیگه چند بار بگم همگی تون پاشید
همه:بزار بخوابیم
ویل:صبحونه سرد میشه!الو؟
جاناتان:باشه میاییم
فلش بگ سر میز صبحانه>>>
استیو:راستی هالی دیشب خیلی مست بودی
هالی:عام میدونم نمیخوام بگی
اریکا:بعدشم دیشب ویل هم قاطی کرده بود
ویل:اههم اههم(سرفه کردن تو گلوش پرید)
اریکا:دیشب داشت میگفت لوکاس بیا مکس کارت داراراارار
ویل:اههم اهه (بلندتر)
مکس:ویل چه غلطی کردی
ویل:به خدا هیچی
مایک:دیشب هم به من و اریکا گفت جوش زدی
اریکا:آره من اصلا جوش ندارم
نانسی:مشخصه دیشب جاناتان عزیز و استیو جان و ویل جنتلمن و هالی مست بودن اونم بد جور
مایک:آره خخخخ
همه خندیدن
نانسی:خب خب و اینکه هالی جان مخصوصا ایشون مشروب خوردن و مست شدند و چیزهایی گفتند
هالی:مگه چی گفتم
نانسی:اومدی وسط و میگفتی ویل!ویل! ویل جنتلمن تولدشه ریدی تو تولدش
هالی:خب اگه کاری کردم ببخشید
اریکا:چرا همش هالی رو دعوا میکنید دیشب همه مست بودن حتی خودم
هالی:جان؟
مایک:بس کنید دیشب گذشت و تموم شد رفت
اریکا:حتی لوکاس جان و مایک و داستین هم مست بودن
داستین:بسه دیگه
لوکاس:اریکا خفه شو
اریکا:چرا باید خفه شم
ویل:خب خب ول کنید دانشگاه دیر میشه اریکا و هالی شما دبیرستان دیر میشه پس همه زود باشید سریع
هالی:من دیگه نمیخورم
مکس:الان که جویس رفته با هاپر ماه عسل من مثل مامانا دارم رفتار میکنم بیاید کمک کنید ظرف هاتون رو بزارید ظرف شویی و مایک باید بشوره
مایک:چرا من؟؟
مکس:باید بشوری
مایک:باشه بابا
همگی بعد از اینکه صبحونه خوردن آماده شدن رفتن دانشگاه
فلش بگ دانشگاه>>
از زبان مایک:نشسته بودم و داشتم درس میخوندم که یهو ویل در حالی که رنگ صورتش پریده بود و با سرعت داشت میمومد
ویل:زود باش بلند شو مکس! مکس!
مایک:مکس چی شده
ویل:مکس!لوکاس!
ادامه پارت بعدی
- ۶۵۲
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط