هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_86
+خوشت میاد عصبیم کنی ؟
نفس عمیقی توی گردنم کشید که مور مور شدم..
+دلم میخاد تمام بدنتو فقط خودم ببینم!
کور میکنم چشمی که بخواد تورو ببینه..
دستش دور رونم حلقه شد
+خیلی بزرگ شدی پناهم!
بوسه ای به گردنم زد ..
که ترسیده عقب رفتم ..
سریع عقب رفت و نیشخندی زد
+ هنوزم ازم می‌ترسی!
سری تکون دادم..
کاش می‌تونستم بگم علاوه بر ترس ازت متنفرم هستم..
درحالی که کتش رو در میاورد لب زد :
+امشب جشن داریم به مناسبت اومدنم..
و ..
منتظر نگاهش کردم که نیشخندی زد :
+معرفی کردن خانومم با بقیه!
با چندش نگاهش کردم :
_ من خانوم تو نیستم!
دستش گونه امو نوازش کرد ..
+هستی دخترم!
سری به منفی تکون دادم خواستم بلند بشم که نذاشت منو هول داد که افتادم روی تخت ..
ترسیده عقب عقب رفتم که روم خیمه زد..
چشامو بستم آروم لب زدم:
_باشه خانوم تو ام توروخدا ولم کن!
ادامه اش تو کامنتا..😭🌷(به دلیل ی خورده..😂😈)
دیدگاه ها (۲۳)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_87بعد از تموم کردن حرفش..دست...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_88سرشو آروم ماساژ دادم که چش...

اقااااا فالوششش کنیددددد بهترینهه عاشقققق رمانششش میشیدددد و...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_85تنها چیزی که عوض نشده بود ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_34با دیدن من اخمی بین ابرو ه...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_32مرد که از خانه رفت بیرون ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط