صحبتهای دله الی درباره شرایط دردناک دوران کودکیاش
صحبتهای دله الی درباره شرایط دردناک دوران کودکیاش
«تاکنون درباره کودکیام صحبت نکردهام. در ۶ سالگی، از سوی دوست مادرم مورد تعرض قرار گرفتم، کسی که در خانه ما زندگی میکرد. مادرم الکلی بود. در ۷ سالگی سیگار کشیدن را شروع کردم و در ۸ سالگی، به قرص معتاد شدم.»
«گفته بودند به پسربچههای دوچرخهسوار کاری ندارند. من هم زیر لباس فوتبال، مواد را پنهان میکردم. در ۱۱ سالگی، یک مرد مرا از پل آویزان کرد و سرانجام در ۱۲ سالگی، خانوادهای فوقالعاده مرا به فرزندی گرفت. سعی کردم بهترین فرزند ممکن باشم. اگر همان رفتارها را ادامه میدادم، میتوانستند خیلی راحت از دست من خلاص شوند.»
«من در بیقانونی بزرگ شدم. رفتن به توانبخشی موجب شد مادرم را درک کنم و بفهمم او چه چیزهایی را از سر گذرانده. او و من میدانستیم این اتفاق (فرزندخواندگی) آخرین شانسی است که من برای یک زندگی خوب و موفق بودن، دارم.»
«تاکنون درباره کودکیام صحبت نکردهام. در ۶ سالگی، از سوی دوست مادرم مورد تعرض قرار گرفتم، کسی که در خانه ما زندگی میکرد. مادرم الکلی بود. در ۷ سالگی سیگار کشیدن را شروع کردم و در ۸ سالگی، به قرص معتاد شدم.»
«گفته بودند به پسربچههای دوچرخهسوار کاری ندارند. من هم زیر لباس فوتبال، مواد را پنهان میکردم. در ۱۱ سالگی، یک مرد مرا از پل آویزان کرد و سرانجام در ۱۲ سالگی، خانوادهای فوقالعاده مرا به فرزندی گرفت. سعی کردم بهترین فرزند ممکن باشم. اگر همان رفتارها را ادامه میدادم، میتوانستند خیلی راحت از دست من خلاص شوند.»
«من در بیقانونی بزرگ شدم. رفتن به توانبخشی موجب شد مادرم را درک کنم و بفهمم او چه چیزهایی را از سر گذرانده. او و من میدانستیم این اتفاق (فرزندخواندگی) آخرین شانسی است که من برای یک زندگی خوب و موفق بودن، دارم.»
- ۱.۴k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط