تنم بی دلیل یخ کرد
𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗
𝕻𝖆𝖗𝖙4
تنم بی دلیل یخ کرد.
نگاهش عجیب بود، چیزی بین شوخ و سرد بودن.
نگاهم ناخداگاه روی بالاتنه لختش چرخید.
بدن تراشیده و نفس گیرش.
تا اینکه متوجه شدم قدم به قدم داره بهم نزدیک میشه.
وقتی فقط دو قدم فاصله داشتیم ایستاد و بو کشید.
"اممم...جالبه"
چشماش ثابت بود روی صورتم.
دیگه این جو سنگین و تحمل نکردم و به سمت در رفتم تا فقط در برم.
ناگهان بازوم و گرفت و عقب کشیدم.
"چیکار میکنی؟"
نگاهم جدی شد و برق غرورم برگشت انگار که تازه به خودم اومده بودم.
تا اینکه با حرفی که زد ابروهام پرید
"عجیبه. بوی تو...مثل بقیه نیست"
سعی کردم نگاهم و مستقیم تر و سرد تر نشون بدم.
"چی میگی اسکل؟ بکش کنار."
به سمت در رفتم ولی قبل از گرفتن آن صدایش متوقفم کرد
"جات اینجا نیست...برو تا قبل از اینکه راهت و نشونت بدم"
نگاه متعجب و عصبیم و به پشتش دادم و بدون هیچ حرفی از اتاق رفتم
𝕻𝖆𝖗𝖙4
تنم بی دلیل یخ کرد.
نگاهش عجیب بود، چیزی بین شوخ و سرد بودن.
نگاهم ناخداگاه روی بالاتنه لختش چرخید.
بدن تراشیده و نفس گیرش.
تا اینکه متوجه شدم قدم به قدم داره بهم نزدیک میشه.
وقتی فقط دو قدم فاصله داشتیم ایستاد و بو کشید.
"اممم...جالبه"
چشماش ثابت بود روی صورتم.
دیگه این جو سنگین و تحمل نکردم و به سمت در رفتم تا فقط در برم.
ناگهان بازوم و گرفت و عقب کشیدم.
"چیکار میکنی؟"
نگاهم جدی شد و برق غرورم برگشت انگار که تازه به خودم اومده بودم.
تا اینکه با حرفی که زد ابروهام پرید
"عجیبه. بوی تو...مثل بقیه نیست"
سعی کردم نگاهم و مستقیم تر و سرد تر نشون بدم.
"چی میگی اسکل؟ بکش کنار."
به سمت در رفتم ولی قبل از گرفتن آن صدایش متوقفم کرد
"جات اینجا نیست...برو تا قبل از اینکه راهت و نشونت بدم"
نگاه متعجب و عصبیم و به پشتش دادم و بدون هیچ حرفی از اتاق رفتم
- ۲۲۴
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط