𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗
𝕻𝖆𝖗𝖙4

تنم بی دلیل یخ کرد.
نگاهش عجیب بود، چیزی بین شوخ و سرد بودن.
نگاهم ناخداگاه روی بالاتنه لختش چرخید.
بدن تراشیده و نفس گیرش.

تا اینکه متوجه شدم قدم به قدم داره بهم نزدیک میشه.
وقتی فقط دو قدم فاصله داشتیم ایستاد و بو کشید.
"اممم...جالبه"

چشماش ثابت بود روی صورتم.
دیگه این جو سنگین و تحمل نکردم و به سمت در رفتم تا فقط در برم.
ناگهان بازوم و گرفت و عقب کشیدم.

"چیکار میکنی؟"
نگاهم جدی شد و برق غرورم برگشت انگار که تازه به خودم اومده بودم.

تا اینکه با حرفی که زد ابروهام پرید
"عجیبه. بوی تو...مثل بقیه نیست"

سعی کردم نگاهم و مستقیم تر و سرد تر نشون بدم.
"چی میگی اسکل؟ بکش کنار."

به سمت در رفتم ولی قبل از گرفتن آن صدایش متوقفم کرد
"جات اینجا نیست...برو تا قبل از اینکه راهت و نشونت بدم"

نگاه متعجب و عصبیم و به پشتش دادم و بدون هیچ حرفی از اتاق رفتم
دیدگاه ها (۰)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁵یهو با گرمایی که روی زانوم احساس کردم...

My professorChapter:2Part:101چند لحظه فقط به اون مرد خیره شد...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

Enemys Embrsce [ part ۳۵ ]

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

فاصله یک لبخند تا جنون

صدای بارون روی سقف فلزی انباری می‌کوبید. کاتسوکی بدون اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط