دیگه خسته ام هیچ چیز قشنگ نیست

دیگه خسته ام هیچ چیز قشنگ نیست
دلم گرفته،رولبهام لبخندنیست
این زندگی بامن دست دوستی نداد
خودم رهاشدم،هرچه باداباد
من زنم یک زن تنها
بهرچه آفرید خدای زن را؟
مگرنگفت یک زن موجودلطیف است
پس چطوردنیا بااو درستیزاست؟
من زنم،خالی از هراحساس
ندیدم مردی راکه کندمراسپاس
هرکه رادیدم درعطش میسوخت
چشمانش رابرلبم میدوخت
تاکی کنم بااین زمونه مدارا؟
بهرچه آفرید خدای زن را؟
من فرشته ای نیستم،اماهستم بی ریا
چطوریک مردمیشکند دل مرا؟
خدایاخسته امازاین دردورنج دنیا
یک مردمیخواهم بافروتنی زیبا
گرچه هیچکس مثال تونیست خدا
آخرش من وتومیمانیم تنها
بهرچه آفریدی مرا؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

پشت این بغض بیدی نشسته است...که خیال میکردبا این بادها نمیلر...

اینجامن...کسی را می نویسم و گه گاه خودم را که همه او شد و ما...

باشی.....نباشی باشی نباشی....همه چیز خوبه قلبم بی توهم واسم...

دلم گرفته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط