قاصدک های پریشان را که با خود، باد برد

قاصدک های پریشان را که با خود، باد برد
با خودم گفتم مرا هم می‌توان از یاد برد

ای که می‌پرسی چرا نامی ز ما باقی نماند
سیل وقتی خانه‌ای را برد، از بنیاد برد

عشق می‌بازم که غیر از باختن در عشق نیست
در نبردی اینچنین هرکس به خاک افتاد ، برد

شور شیرین تو را نازم که بعد از قرن‌ها
هر که لاف عشق زد، نامی هم از فرهاد برد

جای رنجش نیست از دنیا که این تاراجگر
هر چه برد از آنچه روزی خود به دستم داد، برد
دیدگاه ها (۱)

🌿 ۳ روز مانده گرامیداشت هفته دفاع مقدس▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩📽 فیل...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۱

بالهای سرخ پارت ۵

قاصدک های پریشان را که با خود، باد بردبا خودم گفتم مرا هم می...

قاصدک های پریشان را که با خود، باد برد                      ...

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد برد...با خودم گفتم مرا هم ...

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم مرا هم می‌...

#فاضل_نظریقاصدک های پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم ...

قاصدک های پریشان را که باخود باد بردباخود گفتم مرا هم میتوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط