مدتهاست

مدتهاست
تصمیم گرفته ام
هر گاه کسے را نخواستم
یا از او رنجیدم
یا دلم را شکست
به یادِ روزے باشم که ممکن است هرگز در دنیا نباشد !
آن روز را مرور مےکنم
آن قدر که نبودنش را باور کنم بعد در ذهنم برایش غمگین مےشوم !
و شاید یک عزادارےِ ذهنے و بعد آرزو مےکنم کاش بود و از او مےگذشتم.
بعد به خودم مےگویم
حالا او هست پس ببخش و فراموش کن.
از بخششم شاد مےشوم
و از بودنِ او شادتر
به همین راحتے
این فرمولِ آرامشِ من است.
دیدگاه ها (۲)

خـــــداونـــــــدامدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخــوا...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسے را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسے را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط