بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست بیست سه🍷🔪



موهام و نوازش کرد و گفت
+ دخترکم ، هیس آروم باش جونم ...

بدنم مقبض شده بود
نفس عمیق می‌کشیدم و خودم و به سختی کنترل کرده بودم

لعنتی
ویارم اون بود! میدونستم
چون وقتی تو بغلش بودم آرامش داشتم و آروم بودم

کمرم و نوازش کرد
لب زد
+بچه آروم باش خب؟بعدا برات توضیح میدم

انقدر بدنم و نوازش کرد که شل شدم
بوسه ای روی گونه ام زد
_جوجه..

هی توی بغلش زدم
+ازت بدم میاد

طره ای از موهام و گرفت و انداخت پشت گوشم
لب زد
_حق داری...درست میکنم...عصبی زدم

+همه ی بدنم سیاهه

_قوربونت بشم من...درستش میکنم خیلی زود می‌ره خب ؟

توی چشماش زل زدم
+ردش اره می‌ره ولی دردی که توی قلبم گذاشتی چی؟

داشت عذاب میکشید
از چشمای ناراحتش معلوم بود ...

_اونم درست میکنم..
دیدگاه ها (۰)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست پنج🍷🔪داشتم خودم و به زور کنترل ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست شیش🍷🔪#پریموهام و از رو صورتم کن...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست دو🍷🔪به دیوار چشم دوختم و سرد لب...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست یک🍷🔪اومد سمتم دستشو گذاشت روی ...

ارباب منPart15لیا:چشمامو اروم باز کردم ح//س سن//گینیه کسی رو...

درمانگر عشق. پارت۶۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط