Endless love

Endless love🪄♥️
P7
یوپ:خرررررر ایششش حالا من باید چه کنم اخههههه
سوجه:آخ سرم وای سرم*تو خواب*
یوپ:پرستار پرستار مریض ما بیدار شده
پرستار:اومدم
سوجه:تو کی هستی منظورش یوپه
یوپ:ها من*سرشو خاروند* والا پسر عموتون منو اینجا گذاش رف
سوجه:ببخشید میشه برید بیرون من با غریبه ها حرف نمی زنم
یوپ:دهنم باز موند باشه زیر لب گفتم رفتم بیرون پشت در تکیه دادم باخودم گفتم اون منو دوس نداره درسته؟*بغض*
سوجه:نخیر من شما رو میدوصم اما خجالت میکشم فعلا
یوپ:ذهنمو خوند یا بلند حرف زدم😳 رفتم تو اتاق با لبخندش مواجه شدم خندیدیم یهو سوهو اومد
سوهو:به مرغ عشقا چه میکنین
سوجه:به ولا حالم خوب شم زندت نمیزارم
سوهو:واییی
یوپ:آرام باشید😂
دیدگاه ها (۰)

Endless love🪄♥️P8سوجه:من حالم خوبه به پرستار بگو بیاد سُرُمم...

فرار من

هیچ وقت عاشق نشو وابسته نشو دل نبند چرا؟چون مثل من میشی حالا...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۲۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط