شاید روزے بے خبر دیگر پستـــــ نگذارم...

شاید روزے بے خبر دیگر پستـــــ نگذارم...
دلم مےخواهد ترانہ‌ے خداحافظے رابنویسم...
روے دیوار همیݧ مجازے
ولے...
واژه‌ها فرار مےڪنند
دلم طاقتـــــ نمےآورد

نمےدانم ،شاید مݧ هم روزے بے خداحافظے بروم از ایݧ صفحہ‌ےِ مجازے..
دیدگاه ها (۶)

زنی را می شناسم منکه شوق بال و پر داردولی از بس که پر شور اس...

آیا می دانید ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻧﮓ ﺩﺭﺏ ﺑﻬﺸﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟. ﻋَﻦِ ﺍﺑْﻦِ ﻋَﺒَّﺎﺱٍ ﻋَ...

مست کردم که کمی نام علی (ع) جارزنم... قصد کردم که دم از حیدر...

ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﺸﺴﺘﻦ...ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎ... ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ... ...

« وسواس مافیا »پارت ۱۷: سایه‌ای از خودم همه به صفحه خیره مان...

پارت ۱۷Y:"!شصت پام تو چشات زدی رو انگشتممم"یاهیکو داشت زور م...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط