تنها نگرانِ این بودم که

تنها نگرانِ این بودم که
به جستجوی تو
در دورترین
کوچه ی دنیا به
خانه ات برسم‌ وتو به
جستجویم رفته باشی
چه غمباروقتی نمی دانی
گم کرده ای‌یا گم شده ای؟
دیدگاه ها (۲)

من تو را از روشنایی سپیده دمتا تاریکی شب دوست خواهم داشت.و آ...

رابطه با تمام شیرینی اشسراسر محدودیت استکسی که وارد رابطه می...

دوستم داشته باش.... جوری اسمم را صدا بزن که تمامِ شهر مرا کن...

من جایی در بیراه ی زندگی جا مانده اممعلقگیجخستهناامیداما همچ...

part59 عشق پنهان《ویو ات شب》جونگ کوک خواب بود بعد از اینکه آق...

وقتی که تو نیستیدنیاچیزی کم داردمثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، ...

ات: من بچه نیستم ! جونگکوک : باشه باشه تسلیم رفتیم ی دور زدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط