بعد از ظهر شنبه بود و هوا آفتابی دوستم بابی لوییس آن پد

بعد از ظهر شنبه بود و هوا آفتابی ، دوستم بابی لوییس آن پدر نمونه، بچه هایش را برای بازی گلف برده بود، به باجه بلیت فروشی که رسید پرسید:
- "ورودی چقدر است ؟"
- "سه دلار برای خودتان و سه دلار برای بچه های شش سال به بالا؛ بچه های شش ساله و کوچک تر هم نیازی به بلیت ندارند. بچه های شما چند ساله اند ؟"
- "این آقای وکیل سه سال دارد و آن آقای دکتر هفت سال. پس باید شش دلار بدهم."
بلیت فروش گفت:
- " گنجی چیزی پیدا کرده ای؟ می توانستی سه دلار را به جیب بزنی، می توانستی بگویی این آقای دکتر شش سال دارد. من که متوجه تفاوتش نمی شدم."
بابی در جواب گفت :
- " درست است، اما بچه ها که متوجه می شدند."
اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است.
دیدگاه ها (۷)

تو آدم خوبه زندگی خودت باش می گویند با هر کس باید مثل خودش ر...

کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد ...

برای دیدن زیبایی ، نیازی به بینایی نیست،خیلی چیزها را میشود ...

مواظب رایحه حرفهایمان باشیم... حرفها رایحه دارند.... بو دارن...

#دو_دختر_در_یک_نقاب#پارت2هواپیما درحال بلند شدن است لطفعا کم...

این آقای "" یاسر جبرائیلی "" بچه انقلابی و خوبی هستنا ولی با...

سادیسمی منp/ نمودونم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط