چشم دل باز کن که جان بینی

چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی ست آن بینی
گر به اقلیم عشــق روی آری
همه آفاق گل سِتان بینی

علت عاشق ز علت ها جداست
عشق اسطرلاب اسرار خداست
گر چه تفســـیر زبان روشنگر است
لیک عشق بی زبان روشن تر است

که یکی هست و هیچ نیست جز او
وَحدَهُ لا اِلهَ اِلّا هُو

هاتف - مولانا
دیدگاه ها (۵)

منتخب روز جمعه از....

چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی ست آن بینی گر به اقلی...

حضرت عشق

چشمِ دل باز کن که جان بینیآنچه نادیدنی‌ست، آن بینیگر به اقلی...

چشمٖ دل باز کن که جان بینیآنچه نادیدنی است آن بینیگر به اقلی...

علت عاشق ز علتها جداستعشق اصطرلاب اسرار خداستعاشقی گر زین سر...

عاشق شدن دلیل نمی‌شناسه ، منطق و استدلال و قیاس و غیره نداره...

عاشقی پیداست از زاری دلنیست بیماری چو بیماری دلعلت عاشق ز عل...

چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنیست آن بینی گر به اقلیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط