می روم خسته و افسرده و زار

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ نگاه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
 می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید حال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند باد وصال
 ناله می لرزد ،می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب ‚ خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل

فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۴)

😔 شرمنده بابا ک هنوزم بعد تو نفس میکشم

ز تنگنای محبس تاریکی،از منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز ...

از تنگنای محبس تاریکی،از منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز...

me🙊 😻 پری دریایی دریای عسلویه

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞✿ می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه...

ب دو چشم آبی تو ؛ ک ز سر گذشته آبمچ شود ک دستگیری؟ تو از این...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : اخی بمیرم براش دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط